چندی پیش فرزند محمد باقر نوبخت در شهرستان ماسال در استان گیلان بر سر یک ماجرای غیر سیاسی قصد آدم ربایی یکی از همکلاسی های دانشگاهی خود را( که فرزند شهید نیز هست) داشت.که ناکام شد.
به گزارش سایت "عارف نیوز" وی با یک دستگاه زانتیا و تعدادی از رفقایش به قصد آدم ربایی ( و رو کم کنی!) به در خانه شهید محسنی مراجعه کرده تا فرزند این شهید بزرگوار را برباید ولی با حضور بموقع اطرافیان طرف مقابل و مداخله نیروی انتظامی ناکام ماند.
ماجرا که به تیراندازی هوایی هم کشیده شد، با دستگیری آقازاده دبیر کل حزب اعتدال و توسعه پایان یافت . البته حمایت های ابوی محترم موجب شد ایشان فعلا تا زمان محاکمه آزاد باشند . تاریخ محاکمه روزهای آتی است
عد از انعکاس خبر آدم ربایی توسط آقزاده محمد باقر نوبخت در سایت"عارف نیوز" ، اخبار دیگری از دسته گلهای این آقازاده محترم به دستمان رسید.که در ادامه می آید.
دانشجویان عدالتخواه دانشگاه گیلان در اعتراض به روند رسیدگی به پروندة حادثه نگهبانی علوم پایه ،(اسلحه کشی آقازاده نوبخت ) چندی پیش ، مقابل دادسرای عمومی رشت زنجیره انسانی تشکیل دادند .
دانشجویان در این حرکت ، ضمن غیرقانونی خواندن تاخیر در رسیدگی به پرونده هایی از این نوع ، خواستار برخورد جدی با عاملان حادثه شدند .
در پایان ، دانشجویان با انتشار بیانیه ای به کار خود خاتمه دادند . بخش هایی از متن این بیانیه که به ماجرای هفت تیر کشی آقازاده دبیرکل حزب اعتدال وتوسه اختصاص دارد را در ذیل می خوانیم:
". . .به گفته شاهدان حادثه، پسر نوبخت در دو مرحله به دانشکده علوم مراجعه می کند . مرحله اول قصد ورود به دانشکده را دارد که نگهبان طبق دستوری ، مبنی بر جلوگیری از ورود ماشینهای شخصی به دانشکده ، از ورود او جلوگیری می کند . نوبخت ماشین را جلوی در دانشکده پارک می کند . بدین وسیله راه ورود به دانشکده بسته شده و بین او و مسئول نگهبانی علوم پایه درگیری لفظی ایجاد می شود . سعی نگهبانها برای آرام کردن نوبخت بی حاصل می ماند و نوبخت در حالی که شخص مزبور را تهدید به مرگ می کرده است ،دانشکده علوم پایه را ترک می کند . نوبخت حدود یک ساعت بعد با اسلحه برگشته و از نگهبانها سراغ مسئول نگهبانی علوم پایه را می گیرد .( که در مرخصی یک ساعته بوده است) . این بار شخصی دیگر( محافظ سابق نوبختِ پدر ) نوبخت را همراهی می کند و در ادامه با لحن دستوری می خواهد که مسئول نگهبانی را حاضر کند .یکی از نگهبانها به او می گوید که مسئول نگهبانی حضور ندارد و اگر کاری دارد ، فردا صبح مراجعه کند . نوبخت مجددا پرخاشگری کرده و شیشه نگهبانی را خرد می کند . یکی از نگهبانها جلو رفته تا او را آرام کند اما نوبخت با لگد به زیر شکم نگهبان زده و نگهبان بی هوش می شود . آقای"گ" ( از مسئولین سابق دانشگاه گیلان و از دوستان نوبخت پدر ) که از موضوع مطلع شده بود جهت وساطت سر میرسد . با رسیدن وی ، نوبخت اسلحه کشیده و به دنبال نگهبان مضروب که تازه به هوش آمده ، می افتد . نوبخت به قدری عصبی بوده است که آقای "گ" برای جلوگیری از شلیک گلوله خود را به روی نگهبان مضروب می اندازد . با وساطت آقای "گ" مسئله خاتمه یافته و ضارب صحنه جرم را ترک می کند . .... نگهبان را به بیمارستان می رسانند و پس از درمانهای اولیه ، شکایتنامه از جانب نگهبان تنظیم و به قوه قضائیه تسلیم می شود . بدین وسیله ضارب بازداشت شده ، اما به قید وثیقه آزاد می شود ! در اینجا این سئوال مطرح می شود : شخصی چنین نا متعادل چگونه با وثیقه آزاد می شود ؟ در روزهای بعد ، برای رضایت شاکی و جلوگیری از تشکیل پرونده ، به نگهبان پیشنهاد وجه نقد می شود . نگهبان پیشنهاد را رد می کند . از تبعات این تصمیم قطع شدن حقوق نگهبان در دوره بستری(بیش از یک ماه) بوده و او در این دوره با بیمه بیکاری ( نصف حقوق نگهبانی ) گذران زندگی می کرده و این در حالیست که بیمه خدمات درمانی فقط نصف خرج درمان را پرداخت می کرده و ما بقی نیز به عهده خودش بوده است .... سه ماه از این حادثه گذشته بود که دانشجویانی در اعتراض به این بی عدالتی ، بیانیه ای راصادر می کنند که متاسفانه در حال پخش آن دستگیر شده ولی پس از 6 ساعت رها می شوند . ( صادر کنندة این دستور ، در گفتگو با دانشجویان ، منکر پیگیریهای شاکیان پرونده شده و از سویی اسلحه کشی آقازاده را نیز تکدیب می کند آنهم بدلیل 3 مرتبه تفتیش سرزده از منزل متهم و نیافتن اسلحه !! دانشجویان نیز در رد این ادعا ، مدارک و مستندات خود را ارائه میدهند .) متاسفانه با مشاهده چنین حوادثی ، ناخودآگاه این نکته به ذهن انسان خطور می کند که برخی از مسئولین ، مسئول "سرپوش گذاری" خرابکاریهای آقازاده ها شده اند . پیگیریهای شاکیان پرونده با گذشت 7 ماه از این ماجرا نیز ، نتیجه نداده و حتی یک جلسه دادگاه هم تشکیل نشده است ( اینها سوای از برخوردهای توهین آمیز برخی از مسئولین رسیدگی به پرونده با شخص مضروب بوده است.) ..."
در ادامه این بیانیه می خوانیم:"...بروز چنین گستاخی هایی در ساحت حکومت اسلامی ، شبهه ناک است و ناخودآگاه نگاهها را به سوی قوه قضائیه جلب می کند . قوه قضائیه باید در قبال این حوادث پاسخگو باشد . این ندای رهبر معظم انقلاب است : " عدالت را حتی از مسئولینی که منتصب به بنده هستند ، مطالبه کنید ." در مقابل این ندا ، این صدایی است که از برخی مسئولین این قوه به گوش می رسد : " آقا این حرفها شعار است . ما قوانین خود را داریم. این موضوع به شما ربطی ندارد ... "
[ پنجشنبه، 1 تیرماه 1385، 4:12 بعدازظهر ]