یکشنبه، 22 اردیبهشتماه 1387

بالاخره کداميک را باور کنيم ؟؟؟

جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در بيانات خود در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، بار ديگر نکات مبهمي را در رابطه با دلايل پذيرش قطعنامه 598 مورد اشاره قرار دادند که ابهامي بر مجموعه ابهامات قبلي در مورد علل پايان غم‌انگيز جنگ افزود.

با اينکه سران و تصميم‌گيران اصلي و مديران هدايت کننده روند جنگ در ايام دفاع مقدس، همواره وعده بيان ناگفته‌هاي آن ايام را مي‌دهند، اما هر از چندگاهي نکات و مطالب ناخواسته‌اي که تنها بر ابهامات موجود در رابطه با نحوه پايان چنگ مطرح مي‌باشد، مي‌افزايد. از آن جمله مي‌توان به اظهارات اخير جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران در مورخه 87/2/20 اشاره نمود که طي آن ايشان اعلام نمودند که : يکي از عواملي که ما را تشويق به پذيرش قطعنامه 598 نمود، استفاده خارج از عرف رژيم عراق از سلاح شيميايي بر عليه مردم بي‌دفاع بود. (قريب به مضمون !) در اين رابطه بد نيست جناب آقاي هاشمي رفسنجاني براي يکبار هم که شده به سئوالات اين نسل جوان بخت برگشته بي‌نوا که هرگاه بدنبال حل ابهامات و چالش‌هاي فکري خود مي‌باشد، جواب " فعلا مصلحت نيست " را مي‌شنود، پاسخ صريح و شفاف بدهند:
1) آيا قرار است تا هر قلدر و شيرپاک نخورده‌اي با تهديد به انجام جنايت، ولو جنايتي بسيار بزرگ ما را که با نيت حاکميت اسلام بر ارکان کشور انقلاب نموده‌ايم ، از پيگيري مطالبات و ادامه راهمان منصرف نمايد؟؟ آيا مثلا اگر همين آمريکاي جنايتکار فردا اعلام کند که مي‌خواهد تمامي مراکز استان‌هاي کشور را با بمب اتم مورد حمله قرار دهد و مثلا براي نشان دادن ضربه شست، يک بمب اتمي را در مکاني مثل کوير لوت ايران بترکاند، بايد جا بزنيم و تشويق بشويم که هر آنچه آمريکا گفت بپذيريم ؟

2) آيا ريخته شدن خون آن همه جان برکف بسيجي، سپاهي و ارتشي که در آوردگاه‌هايي نظير شلمچه ،‌طلائيه و فکه خون پاکشان بر زمين ريخت تا ديگران در سايه فداکاري‌هاي آنان در شهرها راحت باشند و به کسب و کار خود مشغول باشند (!!!!) ارزش نداشت و جنايت هول ناک حساب نمي‌شد ؟ آيا ريخته شدن انواع بمب شيميايي و خوشه‌اي بر سر آنان نبايد اندکي خاطر مبارک جناب آقاي رفسنجاني را ناراحت مي‌کرد و مثلا ايشان را به اين فکر مي‌انداخت که زودتر تشويق به پذيرش صلح مي‌شدند تا حداقل جان آن همه جوان پاکباخته حفظ مي‌شد ؟؟ چطور فقط وقتي قرار شد که بمب شيميايي به شهرهايي مثل تهران برسد تشويق شديم تا قطعنامه بپذيريم و مثلا اتفاقي که به سر مردم سردشت آمد اين تفکر را تقويت ننمود؟؟؟

3) جناب آقاي رفسنجاني! تا آنجائي که من به ياد دارم روحانيوني همچون شما به من و امثال من ياد داده‌اند که اگر قرار است زنده ماندن زير با ذلت و ننک ظلم و ستم بيگانه و ستمگر باشد ، هيچگاه نبايد به آن تن داد و مرگ همواره بهتر از زندگي زير با ذلت است . اين مفهوم را حضرت اباعبدالله الحسين همواره به ما با نهيب الهي ،‌هيهات من‌الذله ياد داد. آيا واقعا فکر مي‌کنيد مصداق بارز اين شعار ، چيزي غير از زماني است که دشمن شما ، تهديد به از بين بردن همه آنچه که داريد مي‌کند تا شما تن به خواسته نامشروع و ظالمانه او بدهيد؟ آيا حضرت امام رضوان‌الله تعالي عليه ، منظورشان از جام زهر نوشيدن آن نبود که عليرغم نظرشان و اعتقادشان به آنکه بايد تا آخرين نفر و قطره خون ، براي اعتلاي اسلام ايستادگي نمود اما بدليل مواردي که بعدها بايد بازگو شوند از حرفشان برگشتند ؟

4) آقاي رفسنچاني ! تکليف ما را تعيين کنيد. بالاخره اگر کشوري مثل آمريکا که براي منافع خود حاضر است دست به هر جنايتي بزند، مارا تهديد کرد بايد جلوي او بايستيم يا خير ؟؟ اگر گفت بمب شيميايي که سهل است، به اندازه نفراتتان بمب اتم بر سرتان خواهم ريخت آن وقت چه ؟ بخاطر آنکه جنايتي عظيم رخ ندهد بايد دست از هر آنچه که داريم برداريم؟ آيا الگوي همه آزادگان جهان، يعني امام حسين عليه السلام ،‌براي آنکه جنايتي عظيم رخ ندهد با يزيد که براي رسيدن به خواسته خود حاضر به دست زدن به هر جنايتي بود (و ديديم که هر جنايتي توانست انجام داد) بايد بيعت مي‌کرد ؟؟؟

جناب رفسنجاني ! متاسفانه جنابعالي يا سهوا يا تعمدا ( تشخيص آن را به خدا وا مي‌گذاريم !) نسبت به سخنان امام راحل و ائمه معصومين تجاهل مي‌فرمائيد. بالاخره تکليف ما را معين فرمائيد،‌ما بايد حرف امام را گوش دهيم يا خير ؟ بايد مصلحت سنجي‌هايي که صرفا بايد در مقطع خاصي از زمان مبنا باشد را بعنوان حکم و تکليف هميشگي مبنا قراردهيم ، يا آرمان‌هايي را که امام و ديگر شهدا رسيدن به آنها را از ما خواسته‌اند. لطفا جواب دو پهلو و دودوزه که بتوان از آن هر چيزي را استنباط کرد ندهيد. در اين معرکه و ميدان، نمي‌توان هم خر را داشت و هم خرما را ! نمي‌توان هم انقلابي و اسلامي بود و هم با آمريکا کاري نداشت و يا با او دست بيعت از روي ذلت داد. باور کنيد بغير از اين نيست! اصرار بي خود نکنيد ....

[ یکشنبه، 22 اردیبهشتماه 1387، 1:46 صبح ]