<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>

<rdf:RDF
xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
xmlns:cc="http://web.resource.org/cc/"
xmlns="http://purl.org/rss/1.0/">

<channel rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/">
<title>Alireza&apos;s Weblog</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/</link>
<description></description>
<dc:creator></dc:creator>
<dc:date>2008-05-11T02:15:37+03:30</dc:date>
<admin:generatorAgent rdf:resource="http://www.movabletype.org/?v=3.14" />


<items>
<rdf:Seq><rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2008/05/oeuoeoe_oeuoeuo.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2008/05/oeoeuoeoeoeu_uo_1.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/08/oeoeuuoe_oeuoeo.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/08/oeoeoeuu_uoeuuo.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/06/uoeoeoeoeu_oeoe.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/03/uu_uoeu_oeoeoeo.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeuuoeu_uuoeoe.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeoeoeoe_uuoeo_2.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeoeoeoe_uuoeo_1.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeoeoeoe_uuoeo.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/oeoeoeoeoeoe_oe.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2005/11/oeuoeoeuu_uoeoe.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2005/10/oeuoeu_uoeuoe_o.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2004/11/uoeuuoe_oeoeuua.html" />
<rdf:li rdf:resource="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2004/04/uoeuoeu_oeoe_uu.html" />
</rdf:Seq>
</items>

</channel>

<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2008/05/oeuoeoe_oeuoeuo.html">
<title>اندر حکايات جناب سردار ، شهردار تهران !</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2008/05/oeuoeoe_oeuoeuo.html</link>
<description><![CDATA[<p>شهردار محترم تهران، کماکان در ادامه روند قبلي خود ،‌آنچه که در گذشته و در قبل از خود در شهرداري انجام شده را ، چيزي نمي‌بيند و تمامي کارها را مربوط به دوره خودشان مي‌دانند.</p>]]></description>
<dc:subject></dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2008-05-11T02:15:37+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2008/05/oeoeuoeoeoeu_uo_1.html">
<title>بالاخره کداميک را باور کنيم ؟؟؟</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2008/05/oeoeuoeoeoeu_uo_1.html</link>
<description><![CDATA[<p>جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در بيانات خود در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، بار ديگر نکات مبهمي را در رابطه با دلايل پذيرش قطعنامه 598 مورد اشاره قرار دادند که ابهامي بر مجموعه ابهامات قبلي در مورد علل پايان غم‌انگيز جنگ افزود.</p>]]></description>
<dc:subject></dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2008-05-11T01:46:32+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/08/oeoeuuoe_oeuoeo.html">
<title>تاکید دوباره دیوان محاسبات کشور بر وجود تخلف در قرار داد کرسنت / مسئولان وزارت نفت باید بر سفرهای خارجی نظارت بیشتری داشته باشند</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/08/oeoeuuoe_oeuoeo.html</link>
<description><![CDATA[<p>دیوان محاسبات کشور با ارسال گزارشی به خبرگزاری مهر بار دیگر بر وجود تخلف در قرار داد موسوم به کرسنت (قرارداد صادرات گاز ایران به امارات) تاکید کرد. براساس این گزارش، دست های پنهان و آشکاری که منافع و مطامع خود را در این قرارداد به خطر افتاده دیده اند در هر فرصت پیش آمده سعی نموده اند که با جو سازی و غوغا سالاری ، تمرکز روی موضوع فوق را از بین برده و آب را گل آلود نمایند.</p>]]></description>
<dc:subject></dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2006-08-26T02:38:09+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/08/oeoeoeuu_uoeuuo.html">
<title>آخرين واکنش نادران به يک فساد اقتصادی</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/08/oeoeoeuu_uoeuuo.html</link>
<description><![CDATA[<p>چندی پیش خبری از یکی از بزرگترین تخلفات اقتصادی که مربوط به دبیر کل سابق بورس بود منتشر شد.که اخبار دریافتی حکایت از آن دارد که دکتر الیاس نادران نماینده مردم تهران اسناد این خبر را در اختیار برخی نهادهای نظارتی قرار داده بود که بعد از آن برخی رسانه ها از آن اطلاع یافتند. اخیرا او ، بعد دیگری از این تخلف را در جلسه ای بیان کرده ونهادهای نظارتی را نسبت به این تخلفات هشدار داده است.</p>]]></description>
<dc:subject></dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2006-08-26T02:36:24+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/06/uoeoeoeoeu_oeoe.html">
<title>ماجرای آدم ربایی آقازاده دبیر کل حزب اعتدال و توسعه</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/06/uoeoeoeoeu_oeoe.html</link>
<description><![CDATA[<p>چندی پیش فرزند محمد باقر نوبخت در شهرستان ماسال در استان گیلان بر سر یک ماجرای غیر سیاسی قصد آدم ربایی یکی از همکلاسی های دانشگاهی خود را( که فرزند شهید نیز هست) داشت.که ناکام شد.</p>

<p>به گزارش سایت "عارف نیوز" وی با یک دستگاه زانتیا و تعدادی از رفقایش به قصد آدم ربایی ( و رو کم کنی!) به در خانه شهید محسنی مراجعه کرده تا فرزند این شهید بزرگوار را برباید ولی با حضور بموقع اطرافیان طرف مقابل و مداخله نیروی انتظامی ناکام ماند.</p>

<p> ماجرا که به تیراندازی هوایی هم کشیده شد، با دستگیری آقازاده دبیر کل حزب اعتدال و توسعه پایان یافت . البته حمایت های ابوی محترم موجب شد ایشان فعلا تا زمان محاکمه آزاد باشند . تاریخ محاکمه  روزهای آتی است</p>]]></description>
<dc:subject></dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2006-06-22T16:12:14+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/03/uu_uoeu_oeoeoeo.html">
<title>چه كسي شجاعت گشودن اين پرونده را دارد؟</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/03/uu_uoeu_oeoeoeo.html</link>
<description><![CDATA[<p></p>

<p>خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: در حالي كه بيش از دو سال از افشاي رسوايي استات‌اويل ـ هورتن مي‌گذرد، اين پرونده، همچنان در حالت تعليق است.</p>

<p>بنا بر اين گزارش، در پرونده استات‌اويل ـ هورتن، شركت نفتي نروژي، طي قرار دادي پانزده ميليون دلاري با شركت هورتن ـ كه يك شركت زيرزميني متعلق به يك دلال بود ـ مبلغ پنج ميليون و دويست‌هزار دلار، معادل 5/4 ميليارد تومان به عباس يزدان‌پناه يزدي پرداخت كرد.</p>

<p>اين در حالي است كه قرارداد مذكور از سوي پليس مالي نروژ، نوعي رشوه و پورسانت به مقامات ايراني تلقي شده و ريچارد هوبارد، مدير بازرگاني اين شركت، پس از بركناري به خاطر عقد اين قرارداد، پرده از ارتباطات خود با برخي مسئولان وقت وزارت نفت برداشت.</p>

<p>پس از افشاي اين موضوع توسط رسانه‌هاي ايران، گروهي از نمايندگان مجلس و نيز يكي از نهادهاي امنيتي، مأمور رسيدگي به موضوع شدند، اما با ارائه گزارش‌هاي مبهم، بر آن سرپوش گذاشته و پرونده رسوايي استات‌اويل ـ هورتن به حالت تعليق درآمد.</p>

<p>بنا بر شنيده‌‌هاي خبرنگار «بازتاب»، عباس يزدان‌پناه يزدي، دلالي كه مديريت شركت هورتن را بر عهده داشته و فاقد هرگونه تجربه، تخصص و سرمايه مرتبط با صنايع نفتي است، براي ادامه حضور خود در پروژه‌هاي صنعت نفت ايران، به دبي نقل مكان كرده و مشغول ادامه فعاليت‌هاي واسطه‌گري است.</p>

<p>هم‌اكنون اين پرسش در افكار عمومي پديد آمده است كه با توجه به شعارهاي دولت جديد، مبني بر مبارزه با فساد و مافياي نفتي، آيا وزارت اطلاعات، شجاعت گشودن پرونده رسوايي استات‌اويل ـ هورتن و روشن كردن وضعيت 5/4 ميليارد تومان پورسانت دريافت شده از سوي عباس يزدان‌پناه يزدي را دارد؟!<br />
</p>]]></description>
<dc:subject></dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2006-03-11T23:37:49+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeuuoeu_uuoeoe.html">
<title>پرونده مفاسد اقتصادي: ظرف 15 سال 200 میلیارد دلار ارز از ایران به امارات رفته است؟</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeuuoeu_uuoeoe.html</link>
<description><![CDATA[<p>خبرگزاري مهر- 84/11/10</p>

<p>رئیس کل دیوان محاسبات کشور با بیان این که کشور امارات به محل غارت اموال عمومی کشورمان تبدیل شده است، اعلام کرد : براساس اطلاعات موجود که غیر رسمی است، ظرف 15 سال اخیر 200 میلیارد دلار ارز از ایران به مقصد امارات خارج شده است.</p>

<p>به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری"مهر"، محمد رضا رحیمی در جمع خبرنگاران گفت : هم اکنون 5 هزار شرکت ایرانی در امارات به ثبت رسیده است.</p>

<p>وی افزود : به نظر می رسد امارات در بغل ایران ایجاد شده تا ثروت های کشورمان را توسط افراد خائن به آنجا انتقال یابد.</p>

<p>رئیس کل دیوان محاسبات اظهارداشت: عمدتا کسانی از ایران به مقصد امارات می روند که شرکت ثبتی در آنجا دارند.</p>

<p>وی با اشاره به این که ظرف برنامه سوم توسعه مجموعا 40 هزار و 912 پرواز از ایران به مقصد امارات انجام شده است، تصریح کرد: اگر هزینه انجام شده توسط هر مسافر ایرانی به این کشور را در برنامه سوم حداقل 1500 دلار در نظر بگیریم، میزان ارز خارج شده توسط مسافران مبلغ 5 میلیارد و 576 میلیون دلار می باشد.</p>

<p>رحیمی تاخیرات پروازی شرکت های هواپیمایی هما، آسمان، ایران ایر تور، ماهان، کیش ایر کاسپین، آریا و ساها را در مجموع در سال 1383، 16 هزار و 848 ساعت اعلام کرد و گفت: در این سال در مجموع 116 هزار و 434 پرواز با تاخیر مواجه شدند و 884 پرواز نیز ابطال شد.</p>

<p>رئیس دیوان محاسبات کشور گفت: پروازهای به مقصد امارات تنها در باند فرودگاه، 5/6 میلیارد تومان بنزین مصرف کرده اند.</p>

<p>وی به غیر اقتصادی بودن پالایشگاه آبادان اشاره و خاطرنشان کرد: این پالایشگاه سالانه 10 میلیارد و 200 میلیون ریال ضرر به کشور وارد می کند، به طوری که نفت با قیمت 50 دلاری را دریافت و تصفیه می کند و به دلیل فرسوده بودن پالایشگاه، نفت سیاه تولید می کند که قیمت آن هم 25 دلار است.</p>

<p>رحیمی از تخلفات گسترده صورت گرفته در خصوص آرد و نان  خبر داد و گفت : بسیاری از مدیران مربوطه به همین منظور انفصال از خدمت شده اند.</p>

<p>وی اعلام کرد: براساس گزارش حسابرسی، در سال گذشته مسئولان دولتی بالای هزار سال به سفر رفتند. یعنی مسئولین دولتی در سال گذشته 112 روز نفر به سفر رفته اند که وزارت نفت و خارجه از این لحاظ در صدر قرار گرفتند.</p>

<p>رئیس کل دیوان محاسبات در پایان از اعلام یکی دیگر از بزرگترین پرونده های مفاسد اقتصادی که آنهم مربوط به یک قرارداد نفتی است، تا یک ماه آینده خبر داد .</p>]]></description>
<dc:subject>مفاسد اقتصادي</dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2006-01-31T00:06:31+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeoeoeoe_uuoeo_2.html">
<title>گزارش مفاسد اقتصادي: رزق حلال از تباني 21 ميليارد توماني در بانك تجارت</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeoeoeoe_uuoeo_2.html</link>
<description><![CDATA[<p>سايت بازتاب: 84/11/11</p>

<p>در حالي كه بانك‌هاي دولتي براي پرداخت وام‌هاي چندصد هزار توماني به مردم عادي اين مرز و بوم، راه‌هاي دراز و پرپيچ‌وخمي را پيش پاي اين دست از نيازمندان مي‌گذارند و آنان نيز عطاي دريافت وام را به لقاي آن مي‌بخشند، گاه «ازمابهتران نيازمند وام‌هاي چندصد هزار ميليون توماني» با استقبال بانك‌ها روبه‌رو مي‌<br />
ه گزارش خبرنگار «بازتاب»، يكي از شعب بانك تجارت تهران در مدت پانزده ماه، با ارائه مبلغ 210 ميليارد ريال در قالب اعطاي 49 فقره تسهيلات بانكي به يكي از مشتريان بدهكار خود، خلاف‌هاي متعددي انجام داده است و با اين حساب، هم تباني مي‌كنند، هم بدون ضابطه وام مي‌دهند، هم وام‌گيرنده را بدهكارتر مي‌كنند، هم خود را بانك موفقي در گردش پولي و ارائه تسهيلات نشان مي‌دهند و سرانجام آن‌كه با سود به دست آمده از پرداخت اين‌گونه تسهيلات، حقوق كاركنان و سود مشتريان سرمايه‌گذار خود را مي‌پردازند، عجب رزق حلالي براي همه!</p>

<p>گفته مي‌شود، مديرعامل وقت بانك تجارت، پس از آگاهي از اين تخلف، با پيشنهاد معرفي متخلفان به هيأت رسيدگي به تخلفات اداري و صدور بخشنامه به ديگر شعب براي اجراي دقيق قوانين بانكداري، موافقت نموده، اما از اين‌كه تاكنون مشكلي در بازپرداخت تسهيلات اعطاي فوق ايجاد نشده نيز خرسندي خود را پنهان نكرده است.</p>

<p>رئيس شعبه مذكور نيز دليل در پيش گرفتن اين رويه را وظيفه بانك در جذب سپرده و جلوگيري از انتقال منابع مالي به ديگر بانك‌ها و نيز حفظ مشتري و منابع بانك اعلام داشته است.</p>

<p>اعطاي اين 49 فقره تسهيلات به ارزش 210 ميليارد ريال به يكي از مشتريان بانك تجارت با پوشش انجام فعاليت‌ در شش شركت خانوادگي فعال در زمينه دامداري و صنعت با معاملات اعلامي صوري و نيز عدم حساسيت مقام‌ها و بازرسان اين بانك نسبت به احراز صحت معاملات صوري انجام شده و وجوه اين تسهيلات به جاي مصرف در مسير فعاليت‌هاي يادشده براي تأديه اقساط معوقه تسهيلات پيشين و جريمه تأخير اين مشتري بدهكار صرف شده است.</p>

<p>سرعت عمل سؤال‌برانگيز بانك در اين‌باره، به قدري شتابزده بوده كه در موارد متعدد، بانك تنها بر پايه يك پيش‌فاكتور كه فقط يك استعلام بها تلقي مي‌شود، نه تأييد يك معامله قطعي ـ اقدام به ارائه تسهيلات كرده است.<br />
</p>]]></description>
<dc:subject>مفاسد اقتصادي</dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2006-01-30T23:57:11+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeoeoeoe_uuoeo_1.html">
<title>گزارش مفاسد اقتصادي: ”کرسنت” چرا و چگونه منعقد شد؟</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeoeoeoe_uuoeo_1.html</link>
<description><![CDATA[<p>اجرایی شدن پروژه صادرات گاز ایران به امارات با سخنان امروز رییس دیوان محاسبات کشور همانند دیگر قراردادهای صادرات گاز با یک مانع بزرگ مواجه شد.</p>

<p>به گزارش خبرنگار اقتصادی مهر ، کشور امارات به دنبال تاسیس یکی از نیروگاههای  خود قرارداد واردات یا خرید گاز از ایران به میزان 500 میلیون متر مکعب در روز را نهایی کرد تا بتواند از سال 2005 میلادی  نسبت به تامین گاز این نیروگاه تازه تاسیس خود نگرانی نداشته و کشورهای همسایه خود را مسئول تامین این نیروگاه بکند .</p>

<p>براساس مذاکرات انجام شده ، مقرر شد کشور امارات دراین سال خرید 500 میلیون متر مکعب گاز را از ایران آغاز کرده و این میزان را به تدریج به 800 میلیون متر مکعب در روز افزایش دهد .</p>

<p>ایران برای صادرات گاز خود به کشور امارات قراردادی را با شرکتی به نام "کرسنت " منعقد کرد تا خط لوله صادراتی خود را به این کشور احداث کند  که بدین ترتیب روزانه 500 میلیون متر مکعب گاز با انجام  طرح توسعه میدان نفتی سلمان صادر می شود .</p>

<p>اما مجری پروژه سلمان در این باره معتقد است : گاز میدان سلمان ازطریق سکوی مبارک به کشور امارات متحده عربی و از آنجا نیز با خط لوله که قرار است توسط شرکت کرسنت ایجاد شود گاز به امارات می رسد .</p>

<p>شرکت پترو ایران به عنوان مجری طرح توسعه سلمان تا پایان آوریل سال 2006 کلیه تعهدات خود را در طرح سلمان پایان خواهد رسانید .</p>

<p>درحالی که  مذاکرات ایران برای صادرات گاز ایران به امارات به عنوان یکی از اولین قراردادهای ایران با این کشور درچند سال اخیر از وضعیت بهتری در مقایسه با دیگر قراردادهای صادراتی گاز ایران برخوردار بوده است اما کشور آمریکا هر روز بر فشار خود بر انجام نشدن این پروژه می افزود .</p>

<p>این گزارش اضافه می کند: در هر حال پروژه صادرات گاز ایران به امارات هر چقدر هم در اجرا با موفقیت هایی در مقایسه با دیگر پروژه ها برخوردار بوده  است اما بیانات رییس دیوان کل محاسبات کشور مبنی بر تبدیل شدن این پروژه به یکی از بزرگترین پرونده های اقتصادی ایران به مانعی بزرگ در عملی شدن دومین قرارداد صادرات گاز ایران تبدیل شد  و این پروژه را با تاخیر بسیار روبرو کرد  .</p>

<p> به عبارتی دیگر شاید این پروژه نیزهمانند پروژه صادرات گاز ایران به هند به پروسه ای 10 ساله تبدیل شود.</p>

<p>مدیر عامل سازمان دیوان محاسبات ،  ثابت بودن قیمت گاز را در 7 سال اول این پروژه از مهمترین عوامل در ایجاد یک ضرر بزرگ بری ایران عنوان کرده  و افزوده است : در حالی که امروزه قیمت گاز همگام و حتی بیشتر ازقیمت نفت رو به افزایش است و گاز تعیین کننده قیمت هر بشکه نفت است درنتیجه چطور در 7 سال اول گاز  با نرخ نفت 18 دلار محاسبه شده و بعد از آن با نفت 40 دلار تعیین می گردد.</p>

<p>به گزارش مهر ”دانا گاز“ شرکت معروف اماراتی که در ماههای اخیر یکی از خبرسازترین شرکت های عربی بوده ارتباط تنگاتنگی با قرارداد ”کرسنت“ دارد ارتباطی که هنوز به طور دقیق در خصوص آن اخباری منتشر نشده است.</p>

<p>در خصوص دانا گاز همین را باید گفت که بلافاصله بعد از شروع پذیره نویسی این شرکت نه تنها اعراب حاشیه نشین خلیج فارس که سرمایه داران ایرانی نیز برای خرید سهام آن ساعتها وقت خود را پشت درهای بسته بانک های عربی تلف کردند.</p>

<p>در هر حال باید گفت یکی ازمهمترین عواملی که همیشه در قراردادهای صادراتی گاز ایران به کشورهای همسایه مد نظر بوده و هست تعیین قیمت گاز صادراتی ایران است چرا که همیشه در این قراردادها پایین بودن قیمت گاز مورد انتقاد بوده است و این حتی به نقطه ضعفی برای ایران در مذاکرات تبدیل شده است .</p>

<p>از سوی دیگر باید گفت هر چقدر تیم مذاکره کننده ایرانی بتواند در مذاکرات صادرات گاز ایران قوی تر و با اعتماد به نفس بیشتری حاضر شود دیگر ایران با چنین مشکلاتی در صادرات گاز خود مواجه نمی شود. چرا که هم اکنون قراردادهای صادرات گاز ایران با دومانع بزرگ یعنی نحوه انعقاد قراردادها و تعیین قیمت گاز صادراتی مواجه هستند که حل این مشکلات و پیش رفتن مناسب وضعیت قرارداد و پروژه به تیم مذاکره کننده نیاز دارد .</p>]]></description>
<dc:subject>مفاسد اقتصادي</dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2006-01-30T23:50:11+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeoeoeoe_uuoeo.html">
<title>گزارش مفاسد اقتصادي: جزییات قرارداد &quot;کرسنت&quot; یکی از بزرگترین پرونده های مفاسد اقتصادی کشور / &quot;کرسنت&quot; طی 25 سال 21 میلیارد دلار به اقتصاد کشور خسارت وارد می کند/ 7 هزار و 484 میلیارد ریال گردش مالی ناسالم دستگاه های دولتی</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/uoeoeoeoe_uuoeo.html</link>
<description><![CDATA[<p>رئیس کل دیوان محاسبات کشور جزئیات کامل تخلفات صورت گرفته در قرارداد صادرات گاز ایران به امارات معروف به "کرسنت" که موجب ضرر 21 میلیارد دلاری کشور ظرف 25 سال می شود را تشریح کرد.</p>

<p>به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری مهر، محمد رضا رحیمی در یک نشست خبری با اعلام این خبر افزود: قرارداد صادرات گاز ایران به امارات با سرمایه گذاری 600 میلیون دلاری کشور منعقد گردیده است.</p>

<p>رحیمی افزود: قیمت گاز در 7 سال اول با نرخ نفت 18 دلار محاسبه شده و بعد از آن با نفت 40 دلار تعیین می گردد.</p>

<p>وی ادامه داد: امارات مجموعا از این قرارداد 8 میلیارد دلار سود می برد که 4 میلیارد دلار آن نصیب شرکت دلال و بی نام و نشان "کرسنت" می شود.</p>

<p>رحیمی خاطرنشان کرد: قراردادهای گاز بین دولت و دولت امضا می شود ولی در در این قرارداد یک شرکت دلالی وارد بازی شده است.</p>

<p>وی تاکید کرد: این قرارداد 25 ساله است که از آغاز سال 2005 باید آغاز می شده که به دلیل شک و تردیدهای موجود در آن با تاخیر مواجه شده است.</p>

<p>رحیمی اضافه کرد: سال گذشته رئیس جمهور وقت در شورای امنیت برای بررسی این قرارداد تشکیل جلسه داد ولی مسئولان نفتی نگذاشتند این قرارداد منتفی گردد.</p>

<p>وی افزود: از آغاز سال 2005 تا 31/4/2006 باید روزانه 195 میلیون فوت مکعب گاز به امارات صادر می شد و در سالهای بعدی این رقم به صورت تناوبی به 550 میلیون فوت مکعب می رسید.</p>

<p>رحیمی یکی از تخلفات موجود در این قرارداد را ثابت نگه داشتن قیمت فروش گاز با نرخ 18 دلار در 7 سال اول اعلام کرد که می بایست شناور می بوده است.</p>

<p>وی تصریح کرد: شرکت "کرسنت " سابقه فعالیت نداشته و پس از عقد قرارداد نیز تمام مراحل انجام را به شرکت "داناگاز" که توسط چند ایرانی و عرب تبار تاسیس شده واگذار کرده است.</p>

<p>رحیمی افزود: مجموعه سرمایه شرکت "کرسنت"  10 میلیون دلار است که با این وجود در این قرارداد بسیار مهم شرکت کرده و ابهام قابل توجهی در این زمینه وجود دارد.<br />
رحیمی یادآور شد:  در دوره 7 ساله اول سود ایران از این قرارداد از 340 میلیون دلار تجاوز نمی کند و از سال هشتم به بعد که قیمت گاز افزایش می یابد این سود به 2 تا 5/4 میلیارد دلار می رسد.</p>

<p>رئیس دیوان محاسبات، ارزان بودن قیمت صادرات گاز  در این قرارداد و امضا با شرکت واسطه را دو استثنای بزرگ و ابهام برانگیز در سطح قرارداد فوق عنوان کرد.</p>

<p>رحیمی تصریح کرد: در مجموع ایران از این قرارداد طی 25 سال 21 میلیارد دلار کمتر درآمد نصیبش  می شود و این قرارداد به هیج عنوان توجیه اقتصادی ندارد.</p>

<p>رییس دیوان مسحابات در این خصوص با تخزیه و تحلیل صادرات گاز ایران به امارات و ترکیه توضیح داد: سود ایران در قرارداد صادرات گاز به امارات درهفت سال با قیمت نفت 5/17 دلار به دو میلیارد و 227 میلیون دلار می رسد. ولی از سال هشتم به بعد که قیمت گاز صادراتی با نفت 40 دلار محاسبه می گردد درآمد ما به 4 میلیارد و 285 میلیون دلار می رسد.</p>

<p>این درحالی است که کل درامد صادرات گاز ایران به ترکیه با نفت 18 دلار به 10 میلیارد و 95 و با نفت 40 دلار به 27 میلیارد دلار می رسد.</p>

<p>وی با بیان اینکه در این قرارداد ذکر شده که لغو آن تنها با رای مجلس ممکن است، اظهار داشت: از مجلس شورای اسلامی درخواست می کنم یا مفاد ابهام برانگیز این قرارداد را اصلاح کند و یا بطور کلی این قرارداد را ابطال نماید.</p>

<p>وی تاکید کرد: ما علیه امضا کنندگان این قرارداد و وزارت نفت دادخواست تهیه می کنیم.</p>

<p>رییس دیوان محاسبات تاکید کرد: شرکت ملی نفت در دو سال اول قرارداد با رانت های فراوان کار را برای شرکت "کرسنت" آسانتر کرده است.</p>

<p>وی با بیان اینکه در تخلفات این قرارداد هیچ گونه ابهامی وجود ندارد، افزود: تمام مستندات تخلفات صورت گرفته در این قرارداد موجود است.</p>

<p>رحیمی همچنین تاکید کرد: تخلفات صورت گرفته در این قرارداد حسابرسی شده ولی حکم قطعی آن هنوز صادر نگردیده است.</p>

<p>وی ادامه داد: در 7 سال اول این قرارداد ایران باید 600 میلیون دلار سرمایه گذاری کند در حالی که امارات برای انجام این قرارداد طی این مدت تنها 200 میلیون دلار سرمایه گذاری خواهد کرد.</p>

<p>رییس دیوان محاسبات گفت: با این 21 میلیارد دلاری که با این قرارداد طی 25 سال ایران ضرر می کند، می توان میلیون ها شغل ایجاد کرد و یا 20 هزار کیلومتر اتوبان ساخت و یا 10 میلیون نفر زیر خط فقر در کشور را نجات داد.</p>

<p>رحیمی با اشاره به واگذاری 30 درصد شرکت دلال "دانا گاز" در بورس امارات گفت: تنها فردی که از ایران یک میلیارد دلار سهم این شرکت را خریده بود ظرف مدت 5 ماه 5 میلیارد دلار سود کرد.</p>

<p>به گفته وی، این شرکت ظرف 2 روز 6 میلیارد دلار سهام خود را در بورس امارات فروخت.</p>

<p>رحیمی کشف این پرونده را یکی از بزرگترین پرونده های  مفاسد اقتصادی در کشور عنوان کرد و گفت: وقتی تهدید در این پرونده موثر نمی شود، تطمیع نیز جایی در آن ندارد.</p>

<p>7 هزار و 484 میلیارد ریال گردش مالی ناسالم دستگاه های دولتی<br />
به گزارش مهر، با صدور احکام گزارش های دیوان محاسبات، 7 هزار و 484 میلیارد ریال در یک سال منتهی به آذر ماه سال جاری به حساب های مختلف خزانه واریز شده است.</p>

<p>محمد رضا رحیمی در اولین نشست خبری خود با خبرنگاران در سال جاری عملکرد یکساله اخیر دیوان محاسبات کشور را تشریح کرد و گفت: این دستگاه به نمایندگی از مجلس و مردم بر نحوه هزینه بودجه های سالانه دستگاه های اجرایی و شرکت های دولتی نظارت دارد و به عبارتی، براساس ماده 54 و 55 قانون اساسی، وکیل مردم و مجلس در این امر محسوب می شود.</p>

<p>وی با اشاره به این که هر سال تهیه کتاب تفریغ بودجه سال قبل در دستور کار دیوان محاسبات کشور قرار دارد، اظهارداشت: پس از تهیه گزارش ها، دستگاه ها و مدیران متخلف به دادسرای دیوان محاسبات معرفی و پس از رسیدگی، نتیجه را به هیات های مستشاری اعلام می شود.</p>

<p>رحیمی با بیان این که تعداد حسابرسان دیوان محاسابت در سطح کشور 842 نفر است، افزود: حدود 200 نفر از این حسابرسان در تهران متمرکز هستند.</p>

<p>رییس دیوان محاسبات کشور تصریح کرد: اگر تخلفات بررسی شده در دستگاه های و شرکت های دولتی و ... تنها جنبه مالی داشته باشد، دیوان محاسبات خودش پیگیری می کند و پرونده را به قوه قضاییه ارجاع نمی دهد. ولی اگر پرونده جنبه کیفری داشته باشد، پرونده به قوه قضاییه ارسال می گردد.</p>

<p>رحیمی با بیان این که در دیوان محاسبات دو معاونت فنی و امور حسابرسی فعال هستند، گفت: با صدور احکام گزارش های دیوان محاسبات، 7  هزار و 484 میلیارد ریال در یک سال منتهی به آذر ماه سال جاری به خزانه واریز شده است.</p>

<p>به گزارش مهر معاونت فنی و امور حسابرسی شرکت های دیوان محاسبات  ظرف یکسال منتهی به آذر ماه سال جاری با تشکیل پرونده هایی و صدور حکم توسط قاضی موجب شد تا یک هزار و 559 میلیارد ریال به حساب های مختلف خزانه کشور واریز شود.</p>

<p>همچنین  طی همین مدت ، معاونت فنی و امور حسابرسی وزارتخانه ها، نهادها و موسسات دولتی 650 میلیارد و 260 میلیون ریال، ادارات کل دیوان محاسبات استانها 463 میلیارد و 422 میلیون ریال، هیات حسابرسی ویژه 39 میلیارد و 805 میلیون ریال و پیشگیری و جلوگیری از برداشت های غیر قانونی( هزینه در انتخابات و اختلاس در دو بانک در آبادان و ...)  4 هزار و 771 میلیارد ریال به حساب های مختلف خزانه واریز کرده اند.</p>

<p>وی خاطرنشان کرد: براساس اعلام خزانه داری کل، آمار واریزی به حساب های خزانه تا تاریخ تغییر و تحول مدیریت جدید مبلغ 446 میلیارد و 882 میلیون ریال است. در حالی که واریز به حساب های خزانه در زمان تصدی مدیریت فعلی یعنی از 11 آبان ماهه سال 1383 در کمتر از یکسال بالغ بر 7 هزار و 484 میلیارد ریال می شود.</p>

<p>رحیمی ادامه داد: بخشی از مجموعه واریزی به حساب های خزانه توسط معاونت فنی و امور حسابرسی شرکت های دولتی مبلغ ارزی 35 میلیون دلار است که با لحاظ هر دلار 9 هزار ریال محاسبه شده است.</p>

<p>رییس دیوان محاسبات کشور یادآور شد: این در حالی است که از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا قبل از سال 1383 حدود 446 میلیارد و 682 میلیون ریال به خاطر گزارش های صحیح دیوان محاسبات از تخلفات مالی به حساب های مختلف خزانه کشور واریز شده بود.</p>

<p>وی در عین حال خاطرنشان کرد: مدیران قبلی دیوان محاسبات، این دستگاه را اماده جهش برای مقابله با تخلفات احتمالی کردند.</p>

<p>رحیمی با بیان این که هر هفته چند پرسنل دیوان محاسبات به خاطر استرس وارده به بیمارستان منتقل می شوند، اظهارداشت: هم اکنون مدیر کلی داریم که دو ماه در نوبت استعفا است و التماس می کند که از مدیریت کنار برود .</p>

<p>وی، استان هرمزگان را در رتبه اول از نظر تخلفات صورت گرفته در نحوه هزینه نسبت به عملکرد حجم بودجه ای اعلام کرد و گفت: گیلان ، سیستان و بلوچستان و فارس در رتبه های بعدی از این نظر هستند. البته تهران نیز از این نظر در رتبه 21 در میان استان های قرار گرفته است.</p>

<p>وی خبر از در مرحله صدور حکم قرار گرفتن 70 هزار و 189 میلیارد ریال تخلفات دستگاه ها، شرکت ها و ... در آینده ای نزدیک  داد.</p>

<p>وی همچنین از ارسال 66 پرونده فاقد مبلغ و 137 گزارش دارایی به دادسرای دیوان محاسبات  از سوی معاونت فنی و امور حسابرسی شرکت های دولتی خبر داد و اظهارداشت: سرجمع این تخلفات، 20 هزار و 735 میلیارد تومان است.</p>

<p>رییس دیوان محاسبات، حجم گزارش های معاونت حسابرسی دستگاه ها به دادسراها که در مرحله صدور حکم است را 8 هزار و 420 میلیارد ریال و هیات حسابرسی ویژه 20 میلیارد و 681 میلیون ریال اعلام کرد و تصریح کرد: اگر حداقل نیمی از این مبلغ بر اساس حکم تخلف محسوب شود در سال آینده همین زمان اعلام می کنیم که حدود 40 هزار میلیارد ریال به حساب های مختلف خزانه واریز شده است.</p>

<p>وی مجموع تخلفات صورت گرفته به صورت ارزی را هم 17 میلیون و 192 هزار یورو و 913 میلیون و 863 هزار دلار اعلام کرد که در دادسرای دیوان محاسبات در مرحله صدور حکم است.</p>

<p>رحیمی اظهارداشت: عملکرد یک سال اخیر منتهی به آذرماه نشان می دهد که دو هزار و 858 فقره گزارش تخلفی ثبت شده است و 732 مورد نیز تعداد پرونده هایی که جهت رسیدگی به هیات های مستشاری ارسال شده است، می باشد.</p>

<p>وی ادامه داد: تعداد پرونده های مختومه پس از اجرای رای نیز در این مدت 258 مورد بوده است.</p>

<p>200 میلیارد دلار ارز از ایران به امارات رفته است<br />
رئیس کل دیوان محاسبات کشور با بیان این که کشور امارات به محل غارت اموال عمومی کشورمان تبدیل شده است، اعلام کرد : براساس اطلاعات موجود که غیر رسمی است، ظرف 15 سال اخیر 200 میلیارد دلار ارز از ایران به مقصد امارات خارج شده است.</p>

<p>به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری"مهر"، محمد رضا رحیمی در جمع خبرنگاران گفت : هم اکنون 5 هزار شرکت ایرانی در امارات به ثبت رسیده است.</p>

<p>وی افزود : به نظر می رسد امارات در بغل ایران ایجاد شده تا ثروت های کشورمان را توسط افراد خائن به آنجا انتقال یابد.</p>

<p>رئیس کل دیوان محاسبات اظهارداشت: عمدتا کسانی از ایران به مقصد امارات می روند که شرکت ثبتی در آنجا دارند.</p>

<p>وی با اشاره به این که ظرف برنامه سوم توسعه مجموعا 40 هزار و 912 پرواز از ایران به مقصد امارات انجام شده است، تصریح کرد: اگر هزینه انجام شده توسط هر مسافر ایرانی به این کشور را در برنامه سوم حداقل 1500 دلار در نظر بگیریم، میزان ارز خارج شده توسط مسافران مبلغ 5 میلیارد و 576 میلیون دلار می باشد.</p>

<p>رحیمی تاخیرات پروازی شرکت های هواپیمایی هما، آسمان، ایران ایر تور، ماهان، کیش ایر کاسپین، آریا و ساها را در مجموع در سال 1383، 16 هزار و 848 ساعت اعلام کرد و گفت: در این سال در مجموع 116 هزار و 434 پرواز با تاخیر مواجه شدند و 884 پرواز نیز ابطال شد.</p>

<p>رئیس دیوان محاسبات کشور گفت: پروازهای به مقصد امارات تنها در باند فرودگاه، 5/6 میلیارد تومان بنزین مصرف کرده اند.</p>

<p>وی به غیر اقتصادی بودن پالایشگاه آبادان اشاره و خاطرنشان کرد: این پالایشگاه سالانه 10 میلیارد و 200 میلیون ریال ضرر به کشور وارد می کند، به طوری که نفت با قیمت 50 دلاری را دریافت و تصفیه می کند و به دلیل فرسوده بودن پالایشگاه، نفت سیاه تولید می کند که قیمت آن هم 25 دلار است.</p>

<p>رحیمی از تخلفات گسترده صورت گرفته در خصوص آرد و نان  خبر داد و گفت : بسیاری از مدیران مربوطه به همین منظور انفصال از خدمت شده اند.</p>

<p>وی اعلام کرد: براساس گزارش حسابرسی، در سال گذشته مسئولان دولتی بالای هزار سال به سفر رفتند. یعنی مسئولین دولتی در سال گذشته 112 روز نفر به سفر رفته اند که وزارت نفت و خارجه از این لحاظ در صدر قرار گرفتند.</p>

<p>رئیس کل دیوان محاسبات در پایان از اعلام یکی دیگر از بزرگترین پرونده های مفاسد اقتصادی که آنهم مربوط به یک قرارداد نفتی است، تا یک ماه آینده خبر داد .</p>]]></description>
<dc:subject>مفاسد اقتصادي</dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2006-01-30T23:40:19+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/oeoeoeoeoeoe_oe.html">
<title>خاطرات تکان دهنده ناطق نوری از دوران ریاست دفتر بازرسی رهبری</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2006/01/oeoeoeoeoeoe_oe.html</link>
<description><![CDATA[<p> علي اكبر ناطق نوري در جلد دوم خاطراتش كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده به تشريح فعاليتهاي خود در دفتر بازرسي رهبري پرداخت.</p>

<p>به گزارش خبرگزاري فارس،ناطق نوري در اين كتاب به دليل حضورش در دفتر بارزسي بيت رهبري اشاره كرده و در مورد پرونده‌هايي چون شكايت از برادران تحريريان،بازرسي از دادگاه ويژه روحانيت،رسيدگي به شكايت يكي از برادران اهل سنت و ... توضيحاتي را به شرح ذيل ارائه مي‌دهد:</p>

<p>يكروز آقاي رفيق دوست نزد من آمد و نامه‌اي از آقا، خطاب به اين جانب آورد كه مضمون آن رسيدگي به تظلمي بود كه برادران «تحريريان»، صاحب كارخانه‌ «خودكار بيك» به آقا كرده بودند. در واقع آنها شكايتي به دفتر آقا داده بودند و آقا هم دستور پيگيري دادند و خواسته بودند كه گزارش اقداماتي كه انجام مي‌دهيد را به من ارايه نماييد.</p>

<p>البته بخشي از نامه‌ي آقا خيلي تند بود، مضمون آن چنين است: «خدا كند اين گونه كه اين‌ها (تحريريان) مي‌گويند درست نباشد، و الا واي بر من، واي بر ما، اگر اين درست باشد. اگر اين ظلم‌ها در كشور شود،در قيامت چه پاسخي خواهيم داشت.»</p>

<p>برادران تحريريان قبل از انقلاب اين كارخانه را راه انداخته بودند و از محترمين تهران بودند. من هيچ ارتباط و شناختي از اينها نداشتم. تعزيرات و بچه‌هاي وزارت اينها را به اتهام سوء استفاده از ارز دريافتي و وارد نكردن مواد اوليه دستگير كرده و با وجود سن بالايي كه داشتند بشدت شكنجه شده بودند. بخصوص، وقتي به اينها گفته بودند مي‌خواهيم جلوي كارگرها شما را شلاق بزنيم. شكنجه روحي شده بودند و اينها با وجودي كه افراد مذهبي و متديني بودند، تحت فشار عصبي، هر دو اقدام به خودكشي كرده بودند و رگ خودشان را زده بودند، كه البته مامورين مانع اين كار شدند و آنها موفق به خودكشي نشدند.</p>

<p>آقا بنده را مامور رسيدگي به اين پرونده كرد. مسئوليت خيلي سنگيني بود،بخشي از طرف حساب من، بچه‌هاي وزارت اطلاعات و بخشي ديگر تعزيرات حكومتي بودند.</p>

<p>جهت رسيدگي به اين پرونده، بايد به مكان‌هاي «ورود ممنوع» وارد مي‌شدم. تجربه‌ بازرسي هم نداشتم و اين اولين پرونده ارجاعي آقا به اين جانب بود. من از خدا خواستم به من كمك كند آنطوري كه حق است رسيدگي شود.</p>

<p>با توكل بر خداوند كار را شروع كردم. اخوي‌زاده را كه در وزارت اطلاعات كار مي‌كرد، خواستم و موضوع ماموريت را با ايشان در ميان نهادم. به ايشان گفتم دو سه تا از بچه‌هاي وزارت را كه تسلط خوبي براي اين گونه كارها دارند شناسايي و به من معرفي كن.</p>

<p>روزي ايشان سه نفر از رفقايش را با ويژگي‌هايي كه ذكر شد،به منزل ما آورد و معرفي كرد. به آقايان گفتم «من براساس معرفي حميد با شما آشنا شدم و به شما اعتماد مي‌كنم. اين پرونده را در اختيار شما قرار مي‌دهم، ولي نفرين خدا و رسول خدا بر شما باد اگر اين كار را با گرايش خاصي پيگيري كنيد و ملاحظه‌ كسي را بكنيد. من اعتقاد دارم كه شما بايد لحظه به لحظه اين پرونده را جلو ببريد. بايد احساس كنيد كه حضرت مهدي (ع) ناظر بر اعمال شماست و مي‌بينند كه شما چه كار مي‌كنيد؟ چون اين پرونده را جانشين امام زمان، به من ارجاع داده است. خط، گرايش، حب و بغض همه را كنار بگذاريد. اگر نارو بزنيد، روز قيامت شما را نمي‌بخشم، آقا هم شما را نمي‌بخشد.»</p>

<p>آقايان اعتماد مرا جلب كردند و با تعهدي كه در آنها احساس كردم، كار را واگذار نمودم.البته اينها تعجب كردند كه يك شخص مثل ناطق كه كلي حرف درباره‌اش مي‌زنند،حالا اين طور جدي و بدون گرايش سياسي مي‌خواهد پرونده را پيگيري كند.</p>

<p>ما وقتي كه درهاي ورود ممنوع را باز كرديم و با زور به بعضي از ندامتگاه‌ها و زندان‌ها رفتيم و وقت و بي‌وقت كار را پيگيري مي‌كرديم، بايد با بعضي بچه‌هاي وزارت كه خودشان بازجوهايي پيچيده و زرنگ و پخته‌اي بودند، برخورد مي‌كرديم. به فضل خدا يك گزارش مقنن و مستدل و غيرقابل ترديد تهيه كرديم.</p>

<p>وزير اطلاعات آن موقع، آقا فلاحيان بود كه به من گفت:«اين كار شما بزرگترين ضربه را به ما زد.»گفتم:«رفاقت سرجايش،اما به من ماموريت داده شده و قوم و خويش و رفيق و فاميل نمي‌شناسم،حضرتعالي محترم،اما من وظيفه و تكليف خودم را انجام مي‌دهم.»</p>

<p>گزارش را كه به آقا داديم،پيشنهاد هم داديم كه اين سه جوان بازجو كه اين تخلفات را انجام دادند،دستگير و محاكمه و اخراج شوند. آقا هم پيشنهادها را پذيرفتند و دستور دادند كه اجرا شود. متخلفين دستگير شدند و آقاي «نيري» محاكمه‌شان كرد و شلاق خوردند و اخراج شدند.</p>

<p>اين بازرسي ما خيلي اثر گذاشت. بعداً به آقا گفتم «بازرس‌هايي كه براي اين پرونده انتخاب كرده بودم، نه تنها از جناح راست نبودند بلكه متهم به چپ روي بودند.» آقا فرموند: «چه طور» گفتم: «شاكي پرونده به اصطلاح از جناح راست و يك سرمايه‌دار و كارخانه‌دار بود و خود من هم كه متهم به راست هستم،حال اگر بازجوها هم از جناح راست انتخاب مي‌كردم متهم مي‌شديم به جانبداري، امابا انتخاب بازجو با گرايش ديگر از هرگونه تهمت تبرئه شديم و تاثير بسيار مثبتي هم روي خود بازجوها داشت و ذهنيت آنها را عوض كرد.» قبل از اين پرونده، بنده اصلاً آنها را نمي‌شناختم، اما پس از پايان بازرسي، نتيجه مثبتي به دست آمد كه روي اين بچه‌ها اثر خوب گذاشت و ذهنيت آنها را نسبت به امثال بنده عوض كرد و جزو علاقه‌مندان به حقير شدند. در مباني و اعتقادات آنها تحول ايجاد شد و به حق آن مظلومين هم رسيدگي شد و آنها هم خيلي اميدوار شدند و كارشان را در كارخانه ادامه دادند.</p>

<p>*تشكيل بازرسي دفتر رهبري</p>

<p>اين بازرسي كه تمام شد، آقا به من حكم بازرسي دادند. ايشان حكمي قريب به اين مضامين نوشته بودند: «از آنجايي كه اينجا آخرين ملجا و مرجع تظلمات مردم است، شما را به عنوان مسئول بازرسي انتخاب مي‌كنم و از شما مي‌خواهم كه يك دفتر كوچكي تشكيل بدهيد و مسائل كارگزاران نظام را پيگيري كنيد» از اين جا كار بازرسي شروع شد. بازرسي ما موردي است يعني همين طوري براي بازرسي و بررسي مسائل معضلات نمي‌رويم، بلكه چنانچه كسي تظلمي به دفتر آقا داشته باشد، آقا مورد را به بازرسي ارجاع مي‌دهد و ما هم بازرسي كرده و نتيجه را به ايشان گزارش مي‌دهيم. در طول اين چند سالي كه ما هم بازرسي كرده و نتيجه را به ايشان گزارش مي‌دهيم. در طول اين چند سالي كه ما بازرسي را تشكيل داده و گزارش‌هاي مربوطه را تهيه مي‌كنيم، آقا تمام گزارش‌ها را حتي اگر پانصد صفحه باشد مي‌خوانند و گاهي هم حاشيه مي‌زنند و اقدام مي‌كنند،حتي يك مورد وجود ندارد كه ايشان اقدام نكرده باشد.</p>

<p>تركيب اعضاي دفتر بازرسي هم به اين صورت است: چهار گروه كاري وجود دارد كه عبارتند از: «گروه فرهنگي»، «گروه اقتصادي» «گروه قضايي» و «گروه سياسي»‌هر گروه يك رئيس و دو تا كارشناس دارد، اين اجازه را هم داريم كه در مواردي از دستگاه‌هاي ذي‌ربط، كارشناس بگيريم،تا در پرونده‌اي با ما همكاري كنند. اكنون تمام اعضاي دفتر بازرسي از رئيس‌ تا آبدارچي و پيك و راننده، بيست نفر هم نمي‌شوند.</p>

<p>با اين كه يك دفتر جمع و جوري است، انصافاً كارهاي بزرگي انجام داده‌ايم. بنا هم نيست كه كارهايي كه شده اعلام شود چون در اين صورت همه خيال مي‌كنند كه بايد بيايند اين جا شكايت كنند. در حالي كه ما بازرسي كل كشور نيستيم، بلكه اگر كسي به آقا تظلم بكند، ما پيگيري مي‌كنيم كه بهتر است نمونه‌هايي از اقدامات انجام شده را ذكر كنم.</p>

<p>بازرسي از دادگاه ويژه روحانيت</p>

<p>در دوره مسئوليت آقاي ري‌شهري و آقاي حسينيان،متهمين دادگاه ويژه روحانيت از داخل زندان شكايت كرده بوند كه دادگاه ويژه با آنها برخورد مناسب نداشته است. آقا فرمودند كه از دادگاه ويژه بازرسي كنيد. بنده هم از آقاي فردوسي‌پور كه مدتي قاضي بوده و آدم پخته و با تجربه‌اي است دعوت كردم و به كمك ايشان يك تيم مناسبي تشكيل داده و دادگاه ويژه‌ روحانيت سراسر كشور را به طور كامل بازرسي كرديم.</p>

<p>يك گزارش 500 صفحه‌اي به غير از پيوست تهيه كرديم و خدمت آقا برديم بعد از 15 روز كه خدمت ايشان رفتم، لبخندي زدند و فرمودند: «وقتي كه آن گزارش را آورديد، من از خدا خواستم يك فراغتي بدهد تا بتوانم اين را بخوانم و امروز به شما مي‌گويم كه به طور كامل، گزارش را خواندم» براي رسيدگي، حدود هفت صفحه و نيم براي آقاي ري‌شهري دستورالعمل صادر كردند كه من خودم تعجب كردم.</p>

<p>*شكايت يك زنداني</p>

<p>آقاي فردوسي‌پور كه در مجلس بودند، نامه‌اي از يك زنداني مشهدي به من دادند. نوشته بود كه «اكنون من به اتهام فحشا و زنا در زندان هستم، اما قبيله و خانواده شاكي من براي اين كه تلافي و قصاص كنند، دختر هشت ساله‌ي مرا درمسير مدرسه گرفتند و به او تجاوز كردند و در نهايت هم او را كشتند بعد هم با نفوذي كه داشتند، پزشك قانوني اعلام كرده به مرگ طبيعي مرده است، حق بنده را ضايع كردند و خود هم در زندان هستم». با اين كه از نظر روحي خيلي زود متاثر نمي‌شوم، اما اين واقعه مرا بشدت تكان داد و آرامش مرا به هم ريخت و يك شب تا پاسي از شب خوابم نمي‌برد كه يك بچه‌ هشت ساله چه گناهي كرده است.</p>

<p>براي پيگيري از آقا اجازه گرفتم. آن موقع رئيس دادگستري خراسان آقاي «شيخ سعدي حيدري» بودند. ايشان اهل بابل است و مدتي هم در دادگستري مازندران بود. انسان بسيار محترمي هستند. تلفن زدم كه با ايشان هماهنگ كنم. گفتند «آقاي ناطق اين پرونده الان روي ميز من است، من پيگيري مي‌كنم، نيازي نيست هيات بفرستيد» وقتي خواستم بگويم كه هيات نرود، ديدم هيات رفته است. -لطف خدا بود- رئيس گروه قضايي اعزامي، آقاي اميري بود كه جوان بسيار موفق و خوبي است.</p>

<p>محل واقعه، روستايي در چهل كيلومتري مشهد بود. وقتي از طرف رهبري سه تا قاضي به خاطر رسيدگي به شكايت يك زنداني وارد منطقه شدند، مثل بمب منفجر شد.</p>

<p>پس از بازرسي،معلوم شد كه حرف آن زنداني درست بوده است. همان جا دستور داده شد با پزشك قانوني وقت و ساير دست‌اندركاران اين پرونده برخورد شود و به اين تظلم خيلي محكم رسيدگي شد. من معتقد هستم اگر چيزي به درد آخرتم بخورد، همين كارهاي علي‌الظاهر ريزي است كه آثار بسيار خوبي دارد؛ بخصوص حق الناس از جانب رهبري با دقت حل مي‌شود.</p>

<p>*شكايت از اداره آگاهي كردستان</p>

<p>نمونه ديگري از اين خاطرات بازرسي كه خيلي جالب است مربوط به يكي از برادران اهل سنت در يكي از روستاهاي كردستان است. ايشان بازنشسته شهرباني در زمان شاه بود و پسرش كه در يك نهادي كار مي‌كرده شكايتي براي دفتر آقا تنظيم و از طريق پست عادي ارسال كرده بود. مردم محل او را مسخره كرده و گفته بودند «اشخاصي كه آشنا و پارتي دارند و نامه مي‌دهند كسي جواب نمي‌دهد، حالا نامه براي رهبري را از طريق پست مي‌فرستي و دلت خوش است كه جواب مي‌دهند.»</p>

<p>او هم گفته بود كه «اين حكومت با بقيه حكومت‌ها، فرق مي‌كند.» اين نامه پستي، اتفاقاً به دست آقا رسيده بود. آقا هم دستور بازرسي را صادر فرمودند. من سه تا قاضي انتخاب كرده و يك نيابت قضايي هم از جناب آقاي يزدي برايشان گرفتيم تا بتوانند از طرف قوه‌قضائيه عمل كنند و به دنبال آن به مهاباد كردستان اعزام شدند.</p>

<p>وقتي كه اينها براي رسيدگي به شكايت يك پيرمرد بازنشسته كه نامه‌اش را از طرق پست عادي به دفتر رهبري فرستاده است وارد مهاباد شدند،ولوله شد. اتفاقاً اين بازرسي منجر به دستگيري، زندان، محاكمه و صدور حكم قصاص براي يك افسر آگاهي شد.</p>

<p>بچه‌هاي تيم بازرسي آمدند و گفتند: «ايشان محكوم به قصاص است.» من گفتم: «حالا كه اين افسر جوان محكوم به قصاص شده است، دست نگهداريد. برويد پيش آن پيرمرد كه محتاج و فقير هم مي‌باشد. با ايشان صحبت كنيد اگر رضايت بدهد ديه بچه‌اش را بگيرد، آن جوان كه از بين نمي‌رود.» بچه‌ها به مهاباد رفتند و گفتند: «اگر شما رضايت ندهيد مجرم قصاص مي‌شود، اما اگر شما عفو كنيد زيباتر است، بيا و ديه را بپذير» اين پيرمرد رضايت داد و آن جوان افسر، حدود چهار- پنج ميليون به عنوان ديه داد و آزاد شد.</p>

<p>زماني كه گزارش را به آقا ارايه مي‌كردم، چشم آقا پر از اشك شد و گفت: «آقاي ناطق اين بازرسي نبود، اين ديگر فوق بازرسي بود» و چندين بار تشكر كردند و تقديرنامه‌ي كتبي هم لطف كردند و چند بار فرمودند «وقتي من رهبر شدم، نگران بودم كه اگر كسي به من تظلم بكند چگونه رسيدگي كنم. خداوند لطف كرده اين دفتر را راه انداختيم و من خاطرجمع شدم كه اگر موردي ارجاع شود تا آخر رسيدگي مي‌شود.»</p>

<p>*بازرسي از مخابرات</p>

<p>يك بار زمان آقاي مهندس غرضي به دفتر آقا گزارش شده بود كه وزارت مي‌خواهد شش هزار «سوئيچينگ» وارد كند و در حالي كه مخابرات خودمان در شيراز مي‌تواند اين كار را انجام دهد. اين يك كار كاملا فني بود. ما يك تيم تخصصي عالي رتبه، مركب از كارشناسان مخابرات، كارشناسان صدا و سيما و كارشناسان مخابرات شيراز تشكيل داديم كه پس از شش ماه كار، گزارش قطوري ارايه كردند، كه به دستور آقا براي آقاي هاشمي هم فرستاده شد.</p>

<p>جالب اينجاست آن موقع محسن هاشمي هم رئيس دفتر ايشان بود. بازرسان دفتر رئيس‌جمهور هم رفتند و بازرسي ما را بازرسي كرده آن را تائيد كردند.</p>

<p>*تظاهرات جانبازان در شيراز</p>

<p>روزي گروهي از جانبازان در شيراز، راهپيمايي و تظاهرات كردند. آقا فرمودند «بازرسي كنيد و مشخص كنيد كه حق با كيست؟» پس از بازرسي‌هايي كه انجام شد، گزارش داديم كه اولاً مديركل اطلاعات «آقاي موسوي» كه عامل فتنه است بايد از اين استان برود و براثر همين گزارش‌ها او را برداشتند، اما متاسفانه او را آوردند مركز و ارتقاي درجه دادند،در قتل‌هاي زنجيره هم ايشان متهم رديف اول بود. دوم آنكه به آقا پيشنهاد داديم رئيس بنياد جانبازان آقاي «رفيق دوست» و معاون ايشان آقاي «محمد نبي حبيبي» بايد محاكمه شوند، حال آن كه با رفيق دوست، چهل سالي است كه رفيق هستيم.</p>

<p>يك روز ايشان به دفتر من آمد و فت:«حالا ما بايد محاكمه شويم، شاه اين طوري درباره ما نگفته بود.» گفتم: «آقا محسن، عصباني نشويد، ناهار خدمتتان باشيم. به كارشناسان مي‌گويم پرونده را بياورند، اگر جواب داشتيد من قبول مي‌كنم در غير اين صورت همين است كه هست. رفاقت من و شما سرجايش اما من بازرس رهبر هستم، اگر خداي ناكرده يك خرده رفاقتي و خطي و عاطفي برخورد كنم، روز قيامت بزرگترين عذاب جهنم مال من است. چون اينجا آخرين پناهگاه مردم است،آقا به من اعتماد كردند، ما چشم و گوش او هستيم و كوچكترين گرايش به اين طرف و يا آن طرف خيانتي نابخشودني است. اگر حق هم با شما باشد، رسيدگي مي‌كنيم». خلاصه آقاي اميري پرونده را آورد. ما به قدري متقن و محكم كار مي‌كنيم كه هيچ كس نمي‌تواند از نظر قضايي، حقوقي و كارشناسي،خدشه وارد كند. در اين ارتباط پس از ارايه گزارش ما،‌ آقا هم به آقاي نيري دستور دادند به پرونده رسيدگي كند و ايشان هم برخورد كرد.</p>

<p>*برخورد با فرمانده سپاه در گرگان</p>

<p>زماني ديگر براي آقا گزارش آمده بود كه در گرگان و «علي آباد» و «مينودشت» فرمانده سپاهي است كه بسيار خشن عمل كرده، افراد را دستگير مي‌كند و شلاق مي‌زند و در جنگل‌ها اذيت مي‌كند و رعب و وحشت عجيبي ايجاد كرده است و همه هم از او مي‌ترسند. آقا هم دستور داد تا بازرسي پيگيري كند.</p>

<p>يك هيأتي را به شمال فرستاديم و نتيجه بازرسي را به آقا داديم و پيشنهاد داديم قوه قضائيه با متخلف برخورد كند. آقاي «رازيني» كه در سازمان قضايي نيروهاي مسلح بود، دستور داد ايشان را دستگير كردند. سرش را تراشيدند، دست‌هايش را از پشت بستند و آوردند در خيابان‌ها گرداندند، شلاق زدند و به حسابش هم رسيدند و قصه تمام شد. پس از اين برخورد، آقاي «نورمفيدي» امام جمعه محترم گرگان، به آقا نامه نوشتند كه بازرس شما در مورد فرمانده سپاه، باندي و خطي برخورد كرده است و تحقيقات را از يك جناح خاص انجام دادند.</p>

<p>آقا از ما خواستند كه جوابش چيست؟ در اين قضايا آقا خيلي جدي هستند، من گزارش ديگري تهيه كردم و اظهارات فرماندار و مديركل اطلاعات و تمام مسئوليني كه از آنها تحقيقات شده بود و اتفاقاً در جناح آقاي نورمفيدي هم بودند، به صورت مستند، ضميمه گزارش كردم و خدمت آقا دادم.</p>

<p>ايشان فرمودند: «عين همين گزارش يك نسخه هم براي آقاي نورمفيدي بفرستيد» و با فرستادن اين گزارش به آقاي نورمفيدي قضيه تمام شد.</p>

<p>*رسيدگي به شكايت مردم نور</p>

<p>در ارتباط با اتهام سوء استفاده از نمايندگي مجلس اخوي من، «احمد ناطق نوري» گزارشي آمده بود،به اين مضمون كه -اخوي ما- احمد آقا در شهرستان نور با سوء استفاده از موقعيت نمايندگي،‌ اراضي و منابع طبيعي را به زور تملك كرده است و به قانون اعتنايي نمي‌كند. اين گزارش عليه اخوي بنده بود، اما آقا آن قدر به من لطف و محبت و اعتماد دارند كه گزارش برادرم را نيز به من دادند،تا بازرسي كنم.</p>

<p>آقاي اميري را خواستم و گفتم: «شما مسئول پيگيري هستند و هر كس را هم كه مي‌خواهيد با خودتان ببريد، اما نفرين خدا بر شما باد اگر به خاطر من كوتاه بياييد. در اين مورد دقت مضاعف داشته و مبادا به خاطر من تعللي كنيد.»</p>

<p>احمد آقا، شش سال از من بزرگتر است. دوره‌ي رياست من در مجلس بود ايشان خيلي با عصبانيت آمد و گفت: حالا براي من هم بازرس مي‌فرستيد. در شهر كوچكي مثل نور مثل توپ صدا كرده است كه از طرف مقام رهبري سه تا بازرس آمدند و عملكرد من را بازرسي مي‌كنند، حيثيت من رفته است من مي‌خواهم بيايم پشت تريبون مجلس و استعفا بدهم، من اصلاً نمايندگي را نمي‌خواهم». من به او گفتم: :اين بازرس را آقا فرستاده است. شما يادت باشد كه اولاً ما اخوي هم ديگر هستيم، از توپ و تشر شما كه من از ميدان در نمي‌روم، هرچقدر هم كه داد بزنيد، بلدم چه كار كنم. ثانياً من به شما صريح بگويم اگر آن چه در گزارش نوشته شده، درست باشد اصلاً صلاحيت نداريد در مجلس بمانيد و نيازي به استعفا نيست. اگر هم گزارش نادرست باشد كه شما كلي خوشحال مي‌شويد و از ابهام بيرون مي‌آييد.»</p>

<p>آقاي اميري را به مازندران فرستاديم. ايشان رفتند از منابع مختلف از جمله مديركل اطلاعات، رئيس اطلاعات شهرستان، ثبت اسناد، منابع طبيعي، شهرداري و ساير جاهايي كه نياز بود گزارش تهيه كردند كه خوشبختانه به نفع احمد آقا شد.</p>

<p>نتيجه‌ي بازرسي را خدمت آقا بردم و به ايشان گفتم من آن گزارش را كه خواندم، چون اخوي را مي‌شناختم، مي‌دانستم كه دروغ است، اما نمي‌بايست به شما بگويم كه اين دروغ است، بنده رفتم بازرسي كردم و اين هم سند و منابع گزارشي، در نهايت نتيجه را تحويل آقا داديم.</p>

<p>البته راجع به دستگاه‌هاي مختلف كه بازرسي كرديم، گزارش‌هاي مثبت هم در مي‌آمد. راجع به كارخانه روي زنجان، گزارش داشتم كه اتفاقاً به سود آقاي «روغني زنجاني» درآمد. راجع به سيمان نيز گزارش داشتيم كه نتيجه‌اش تشكر از زحمات آقاي «نعمت‌زاده» شده بود و نتيجه‌ي بازرسي از فولاد هم در زمان مديريت آقاي «عرفانيان» مثبت بود، به نفع ايشان تمام شد.</p>

<p>گاهي بازرسي را به استان‌ها مي‌فرستادم، زماني كه اين مامور مي‌خواست بازگردد، استاندار يا مسئول آنجا مي‌گفت: «حالا كه به اين شهر يا استان آمدي صنايع دستي اينجا، مثلاً اين قاب عكس براي شما» بازرس مي‌گفت: «خير اگر بدون مسئوليت آمده بوديم و مي‌خواستيم، خودمان مي‌خريديم اما چون به عنوان بازرس آمديم، همين يك قابي كه تو به ما مي‌دهي، در تصميم‌گيري ما اثر مي‌گذارد، بازرس بايد سالم باشد تا مملكت اصلاح شود.»</p>

<p>هيچ آفتي براي يك نظام خطرناكتر از مايوس شدن مردم از آن نظام نيست. مايوس كه باشند بي‌تفاوت مي‌َشوند. آنگاه هر خطري كه كشور را تهديد بكند ديگر در صحنه نيستند، همكاري نمي‌كنند، كارشكني و ناهماهنگ عمل مي‌كنند و سرانجام به جايي مي‌رسد كه وقتي به مردم بگويي از اين طرف بايد بروي، تخلف و دهن‌كجي مي‌كنند.</p>

<p>واقعاً در بعضي از تخلف‌ها متخلف مي‌خواهد به ما دهن‌كجي كند. بيكاري، فقر، پارتي‌بازي و ناكارآمدي دستگاه‌ها مردم را خسته مي‌كند و سبب لجبازي مي‌شود. اينها به معناي «براندازي خزنده» است.</p>

<p>در بحث براندازي يك سري عوامل مثل تهديدات خارجي است. يك سري عوامل هم در داخل كشور است كه با آنها هماهنگي و همكاري مي‌كنند. يك سري عوامل ديگر هم به نظر من عوامل براندازي درون خودمان است كه بايد بررسي كنيم؛ چه بسا بدون توجه اعمال براندازانه انجام مي‌دهيم</p>]]></description>
<dc:subject></dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2006-01-14T20:13:37+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2005/11/oeuoeoeuu_uoeoe.html">
<title>جوابيه مبسوط آيت الله جعفر سبحاني به گفته های سروش پیرامون خاتمیت، تشیع، و دموکراسی.</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2005/11/oeuoeoeuu_uoeoe.html</link>
<description><![CDATA[<p>در پی مناظره قلمی دکتر عبدالکریم سروش و حجت الاسلام محمد سعید بهمن پور پیرامون خاتمیت، تشیع، و دموکراسی، آیت الله سبحانی پاسخ مشروحی به سخنان دکتر سروش نگاشته اند که به پيوست مطالعه ميکنيم.</p>

<p><br />
بسم الله الرحمن الرحیم</p>

<p>اخیراً جناب دکتر عبدالکریم سروش که سابقه دوستى با اینجانب دارد، در کشور فرانسه پیرامون مسائل مربوط به تشیع سخنرانى نموده و نسبتاً بازتاب گسترده اى داشته است. در این میان دانشمند محترم حجة الإسلام آقاى بهمن پور نقدى بر آن سخنرانى نگاشته و ارسال نموده است، ولى گویا پاسخ وى در نظر ایشان مقبول نیفتاده و پاسخى مفصل در سایت شخصى اش به راه انداختند و آنچه فعلاً در اختیار اینجانب است پاسخ ایشان است. ما فارغ از همه این گفتگوها، دیدگاه هاى تشیع را در باب «خاتمیت و انقطاع وحى» و «مرجعیت علمى پیشوایان معصوم» و «سرچشمه علوم و دانش آنان» بازگو مى کنیم و خاطر ایشان را مستحضر مى سازیم که اینجانب در کتاب «اضواء على عقائد شیعة الإمامیة وتاریخهم» که در سال 1421ق منتشر گردیده است اکثر اشکالاتى را که ایشان مطرح نموده، پاسخ گفته ام، زیرا این دیدگاه ها جدید و نو نیست و ایشان نیز طراح و پایه گذار آنها نمى باشد، بلکه ریشه در کلام پیشینیان دارد که فعلاً جاى بحث آن نیست. همچنین در کتاب دیگرى به نام «الاعتصام بالکتاب والسنة» که در سال 1414ق منتشر گردیده است، دیدگاه هاى شیعه را در مورد مرجعیت علمى پیشوایان معصوم و سرچشمه دانش هاى آنها، به گونه اى که با خاتمیت کوچک ترین تعارضى ندارد، مطرح نموده ام. ممکن است عذر ایشان این باشد که این گونه کتاب ها را در اختیار ندارد ولى مى توانست به کتاب «منشور عقاید امامیه» که به زبانهاى مختلف اعم از فارسى، عربى و انگلیسى و غیره چاپ شده است مراجعه فرمایند زیرا کلیه مطالبى که ایشان مطرح کرده اند به نوعى، مطرح و مورد بررسى قرار گرفته است. اصولاً مشکل این نوع نویسندگان این است که پیوند خود را با حوزه هاى علمیه و اسلام شناسان واقعى قطع نموده، آن گاه به نقد و گفتگو مى پردازند. بنده از شخص ایشان و دیگر دوستانى که گاهى دیدگاه هاى نوى دارند درخواست مى کنم این نوع مسائل را قبلاً در محافل علمى حوزوى مطرح کنند و آنگاه چکیده گفت و گوها را منتشر نمایند. این دوستان عزیز هر چه هم متفکر و سخنور باشند در معارف و احکام الهى تخصص ندارند.به خاطر دارم که جناب سروش در یکى از سخنرانى هاى خود از حوزه علمیه قم انتقاد نموده و هر نوع تحقیق و نوآورى را در آن نفى کرده بود. من در همان زمان (سال 1370) بر آن شدم که خاطر شریف ایشان را از مراکز تحقیقى در قم آگاه سازم، زیرا احساس نمودم که ایشان از دور دستى بر آتش دارد، از این رو به واسطه یکى از دوستان از ایشان دعوت کردم تا وى از مؤسسه تعلیماتى و تحقیقاتى امام صادق علیه السَّلام دیدن فرمایند، او پس از آگاهى از وجود محققان عالیمقام و آثار ارزشمند آن در دفتر یادبود مؤسسه چنین نگاشت : " دیدار از مؤسسه تعلیمى و تحقیقى استاد محترم جناب آقاى سبحانى، براى بنده توفیق بود. چه مى توانم بنویسم جز اظهار مسرّت و جز آرزوى مزید توفیق همکاران محقق این مؤسسه و رویش امثال این مؤسسات در قم وسایر نقاط این دیار، تا در معرفت دینى فربهى مطلوب حاصل شود ". بارى نگارنده شکوه هاى خود را از این اندیشمندان که سالیان دراز به عنوان مدافعان اسلام و روشنفکران دینى انجام وظیفه مى کردند، به مجال دیگر واگذار مى کند : شرح این هجران و این خون جگر / ایـن زمـان بگـذار تـا وقـت دگـر</p>

<p>خاتمیت یا انقطاع وحى تشریعى</p>

<p>همه مسلمانان یکدست و یکدل خاتمیت پیامبر گرامی صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم را از ضروریات اسلام شمرده و آن را یک اصل استوار و خلل ناپذیر تلقى نموده اند و هر نوع تأویل و تحریف را در آیه خاتمیت مردود شمرده و به آن ارجى ننهاده اند. قرآن در این باره مى فرماید : (ما کانَ مُحَمّدٌ أَبا أَحد مِنْ رِجالِکُمْ وَلکِنْ رَسُولَ اللّهِ وَخاتَم النَّبِیّینَ وَکانَ اللّهُ بِکُلِّ شَىْء عَلیماً) . (سوره ص/40)« محمد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست ولى رسول خدا و ختم کننده و آخرین پیامبران است و خداوند به همه چیز آگاه است».علاوه بر این آیه، روایات فراوانى در مورد خاتمیت از رسول گرامى و امامان معصوم وارد شده است که بهانه را از دست مدعیان نبوت و قائلان به ادامه وحى تشریعى و تجربه نبوى برگرفته است، و عالمان اسلام از سنى و شیعه کتاب ها و رساله هایى در این مورد نگاشته اند بخصوص مفسران اسلامى هرگاه به تفسیر این آیه رسیده اند داد سخن داده اند، فقط گروهک سیاسى بهایى و فرقه قادیانى در هند مخالف خاتمیت بوده و با این اصل مسلم مخالفت کرده و مطرود جامعه اسلامى مى باشند.</p>

<p>معناى خاتمیت</p>

<p>مقصود از خاتمیت این است که پس از رسول گرامى، دیگر پیامبرى نخواهد آمد و باب وحى تشریعى به روى بشر بسته شده است و همچنین بر هیچ انسانى، وحیى که حامل تشریع حکمى و تعیین تکلیفى و تحلیل حرامى یا تحریم حلالى باشد فرود نخواهد آمد. هر فردى که مدعى آن باشد که از جانب خدا در مورد احکام الهى به او وحى شده است و احکام جدید و بى سابقه اى را که در شریعت پیامبر اسلام صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم نبوده است، بر او نازل گردیده ، چنین فردى مشتبه یا مغرض است و از نظر مسلمانان منکر اصل ضرورى مى باشد. از طرف دیگر قرآن مجید از اکمال دین در قرآن خبر داده است آنجا که مى فرماید : (الیَوْم أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینکُمْ وَأَتْمَمتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتى وَرَضیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِیناً).(مائده/3).« امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین جاودان پذیرا شدم».</p>

<p>کمال دین در این است که کلیه مسائل مربوط به دین اعم از اصول و فروع بر پیامبر گرامی صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم نازل شده و او نیز به گونه اى در اختیار امت قرار داده است.این دو اصل از اصولى هستند که هیچ فرد مسلمانى نمى تواند از آنها شانه خالى کند ولى در کنار این اصول واقعیتى است که نمى توان در آن تردید کرد و آن این که مدت رسالت پیامبر گرامیصلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم از 23سال تجاوز ننمود. سیزده سال آن در مکه و ده سال آن در مدینه سپرى شد. در مرحله نخست محیط زندگى و دعوت، آن چنان مساعد نبود که رسول گرامیصلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم به تبیین تمام مسائل مربوط به عقاید و احکام و وظایف اسلامى بپردازد. آن چنان خفقان بر محیط او حاکم بود که سرانجام به فرمان الهى زادگاه خود را رها نمود و«یثرب» را براى زندگى و تبلیغ برگزید. زندگى ده ساله پیامبر در مدینه با حوادث گوناگون روبرو بود که همگى وقت گیر ومشکل زا بود. از یک طرف خود پیامبر فرماندهى 26غزوه(1) را برعهده داشت که برخى از آن غزوه ها، مدتى به طول مى انجامید مانند فتح مکه و حنین و یا غزوه تبوک و از طرف دیگر 36 گردان را آماده جهاد کرده و تعلیمات لازم را به آنها مى داد و به میدان رزم اعزام مى کرد که در اصطلاح سیره نویسان به این گردان ها «سریه» مى گویند.</p>

<p>محیط مدینه و اطراف آن مرکز تجمع یهودیان بود و باب مناظرات و مجادلات با پیامبر باز شد و سرانجام پس از خیانت هاى بارز آنان، پیامبر اسلام ناگزیر، با قدرت نظامى به لجاج و عناد آنها پاسخ گفت و قبایل بنى قینقاع و بنى نضیر را جلاى وطن داد. سپس سراغ بنى قریظه و خیبریان رفت که سرگذشت آن براى همگان معلوم است. او در مدت اقامت خود با سران قبایل و رؤساى منطقه ها، قراردادهاى سیاسى و نظامى مى بست که متون آنها در کتاب هاى سیره و تاریخ و حدیث آمده است و کتاب «مکاتیب الرسول»ـ اثر ارزشمند دوست از دست رفته مرحوم آیة اللّه «احمدى میانجى» ـ، جامع ترین کتابى است که در این مورد نوشته شده است. نبى اسلام با این همه گرفتارى ها تا آنجا که توانست اصول و کلیات احکام الهى را براى مردم تبیین کرد و او در سخنان خود به حکم وحى الهى یادآور مى شد که در سفره تشریع دو حکم بیشتر نیست: حکم الهى و حکم جاهلى و هر نوع حکمى که ریشه در اسلام نداشته باشد حکم جاهلى خواهد بود چنان که مى فرماید: ( ان احکم بینهم بما أنزل اللّه)(مائده/49). در میان آنان ، با آنچه خدا نازل کرده داورى کن». و هر نوع داورى که ریشه در قوانین الهى نداشته باشد حکم جاهلى است : ( أفَحُکْمَ الجاهلیّة یبغون ومن أحسن من اللّه حکماً لقوم یؤمنون).(مائده/50) « آیا حکم جاهلیت را از نو مى خواهند و چه کسى بهتر از خدا براى قومى که اهل ایمان و یقین هستند حکم مى کند».</p>

<p>با توجه به این بیان باید گفت، پیامبر اسلام خاتم پیامبران است و با رحلت او وحى تشریعى قطع شده است و او آیین الهى را تکمیل کرد و هر چه بشر به آن نیاز دارد در آیین او وجود داشت. از طرف دیگر، گرفتارى ها و کشمکش ها مانع از آن شد که پیامبر به تبیین برخى از اصول و احکام عملى موفق گردد، ولى براى جبران این بخش، گروهى به امر الهى مأموریت یافتند که به تبیین آنچه پیامبر به توضیح آن نائل نیامده است، بپردازند. این گروه همان عترت رسول گرامیصلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم است که در حدیث متواتر، عِدل قرآن و یکى از دو ثقل معرفى شده است. آنجا که فرموده است: « انّى تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه وعترتى». «من در میان شما دو گوهر گرانبها به عنوان امانت مى گذارم که عبارتند از کتاب خدا و عترت من».</p>

<p>اکنون سؤال مى شود سرچشمه علوم آنان و به اصطلاح مصادر دانش آنان چیست چگونه احکام و تکالیفى را بیان مى کنند که در قرآن و سنت هاى باقیمانده از پیامبر نیست؟ و این همان شبهه اى است که آقاى سروش بر آن تکیه مى کند و ما مجموع دیدگاه هاى او را در این مورد در چند محور مطرح کرده و به تحلیل آنها مى پردازیم .</p>

<p>محور نخست: ناسازگارى مرجعیت علمى با خاتمیت</p>

<p>این همان سؤالى است که جناب آقاى سروش آن را به عنوان محور نخست مطرح مى نماید. «چگونه مى شود که پس از پیامبر خاتم کسانى در آیند و به اتکاء وحى و شهود سخنانى بگویند که نشانى از آنها در قرآن و سنت نبوى نباشد و در عین حال تعلیم و تشریع و ایجاب و تحریمشان در رتبه وحى نبوى بنشینند و عصمت و حجیت سخنان پیامبر را پیدا کند و باز هم در خاتمیت خللى نیفتد؟ پس خاتمیت چه چیزى را نفى و منع مى کند و به حکم خاتمیت وجود و وقوع چه امرى ناممکن مى شود؟ و چنان خاتمیت رقیقى که همه شئون نبوت را براى دیگران میسور و ممکن مى سازد، بود ونبودش چه تفاوتى دارد.شیعیان با طرح نظریه غیبت، خاتمیت را دو قرن و نیم به تأخیر انداخته اند».</p>

<p>حاصل سخن ایشان این است که اعتقاد به پیشوایى امامان معصومعلیهم السَّلام و مرجعیت علمى آنها با اصل خاتمیت پیامبر اکرمصلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم سازگار نمى باشد زیرا معنى خاتمیت این است که باب وحى با در گذشت نبى خاتمصلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم کاملاً مسدود گشت و دیگر به هیچ فردى وحى فرود نخواهد آمد. از طرف دیگر معنى مرجعیت امامان معصوم این است که احکامى از آنان دریافت مى کنیم که ریشه در قرآن و سخنان پیامبر ندارد. و لازم آنها، این است که آنان بسان پیامبر نبى بوده و مورد خطاب وحى واقع شده اند و در نتیجه احکامى را از عالم بالا دریافت کرده اند. در حقیقت این امامان نیز بسان پیامبر خاتم به لباس نبوت آراسته شده اند.</p>

<p>سرچشمه علوم امامان معصوم</p>

<p>تعارضى که نویسنده میان ختم نبوت و مرجعیت علمى امامان معصوم تصور کرده حاکى از آن است که وى مصادر علوم آنان را در نظر نگرفته و یا از آنها آگاه نبوده است، اینک در این مورد به منابع علوم ایشان اشاره مى نماییم. وبا بیان این قسمت خواهید دید که کوچک ترین، تعارضى میان «خاتمیت» و مرجعیت علمى امامان معصوم وجود ندارد.</p>

<p>الف ـ نقل از رسول خدا</p>

<p>پیشوایان معصومعلیهم السَّلام احادیث را (بدون واسطه، یا از طریق پدران بزرگوارشان) از رسول خدا اخذ کرده و براى دیگران نقل مى کنند. این نوع روایات، که هر امامى آن را از امام پیشین ... تا برسد به رسول خدا نقل کرده است در احادیث شیعه امامیه فراوان است، و اگر این گونه احادیث اهل بیت علیهم السَّلام که سنداً، متصل و منتهى به رسول خدا صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم مى باشد یکجا جمع شود مُسند بزرگى را تشکیل مى دهد که خود مى تواند گنجینه عظیمى براى محدثان و فقیهان مسلمان باشد زیرا روایاتى با چنین سند استوار، در جهان حدیث نظیر ندارد.به یک نمونه از این نوع احادیث ـ که گفته مى شود نسخه اى از آن، به عنوان حدیث سلسلة الذهب، از باب تبرک و تیمن، در خزانه سلسله ادب دوست و فرهنگ پرور«سامانیان» نگهدارى مى شده است ـ اشاره مى کنیم : شیخ بزرگوار صدوق(381ـ306هـ) در کتاب توحید به واسطه دونفر از ابو الصلت هروى نقل مى کند که مى گوید: من با على بن موسى الرضا علیمها السَّلام همراه بودم که از نیشابور عبور مى کرد. در این هنگام جمعى از محدثان نیشابور مانند محمد بن رافع، احمد بن حرب، یحیى بن یحیى، اسحاق بن راهویه و جمعى از دوستداران علم، زمام مرکب ایشان را گرفته و گفتند: تو را به حق پدران پاک ومطهرت سوگند مى دهیم که براى ما حدیثى نقل کنى که از پدرت شنیده اى. حضرت در این حال سر خود را از کجاوه بیرون آورد و چنین گفت : «حدثنی أبی العبد الصالح موسى بن جعفرعلیمها السَّلام قال حدثنی أبی الصادق جعفر بن محمدعلیمها السَّلام قال حدثنی أبی أبو جعفر محمد بن علی باقر علم الأنبیاء علیمها السَّلام قال حدثنی أبی علی بن الحسین سید العابدین علیمها السَّلام قال حدثنی أبی سیّد شباب أهل الجنّة الحسین علیمها السَّلام قال حدثنی أبی على بن أبی طالب علیمها السَّلام سمعت النبی صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم یقول سمعت جبرئیل یقول سمعت اللّه جلّ جلاله یقول: لا إله إِلاّ اللّه حِصنی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنی أَمِنَ مِنْ عَذابی». سپس زمانى که به راه افتاد، فریاد برآورد که: بشروطها و أنا من شروطها.</p>

<p>بنابراین بخشى از علوم و دانشهاى آنان، سینه به سینه از پیامبر خاتم در اختیار آنان قرار گرفته است. نکته قابل توجه این است که همین ایراد جناب آقاى سروش، به نوعى در عصر امامان معصوم از طرف مخالفان مطرح بود و گاهى به عنوان پرسش و احیاناً به عنوان اعتراض، از مدرک احادیث آنان سؤال مى کردند و آنها به این پرسش به این نحو پاسخ مى دادند.</p>

<p>«حدیثى، حدیث أبى وحدیث أبى، حدیث جدّى وحدیث جدّى، حدیث علىّ بن أبى طالب وحدیث علىّ حدیث رسول اللّه وحدیث رسول اللّه قول اللّه عزّ وجلّ». حدیث من، حدیث پدرم است و حدیث پدرم، حدیث جدّم و حدیث جدّم ، حدیث على بن ابى طالب و حدیث او، حدیث رسول خدا و حدیث رسول خدا، کلام خداى عزّوجلّ است.</p>

<p>ب . نقل از کتاب على علیه السَّلام</p>

<p>امیر مؤمنان علیه السَّلام در تمام دوران بعثت پیامبر اکرم صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم با ایشان همراه بود، و بدین جهت توفیق یافت که احادیث بسیارى از رسول خدا را در کتابى گرد آورد(در حقیقت، پیامبر صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم املا مى کرد وعلى علیه السَّلام مى نوشت). خصوصیات این کتاب، که پس از شهادت امام در خانواده او باقى ماند، در احادیث ائمه اهل بیت بیان شده است. امام صادق علیه السَّلام مى فرماید: طول این کتاب هفتاد ذراع بوده، وبه املاى رسول خدا و خط على بن ابى طالب نگارش یافته است و آنچه مردم به آن نیازمندند در آن بیان شده است.</p>

<p>گفتنى است که این کتاب پیوسته در خاندان على علیه السَّلام دست به دست مى گشت و امام باقر و امام صادق علیمها السَّلام کراراً از آن حدیث نقل کرده و خود کتاب را نیز به یاران خویش ارائه مى فرمودند و هم اکنون نیز بخشى از احادیث آن کتاب در مجامع حدیثى شیعه بالأخص در «وسائل الشیعه» در ابواب مختلف موجود است.</p>

<p>ج . استنباط از کتاب و سنت</p>

<p>امامان معصوم قسمتى از احکام الهى را که بر پیامبر گرامى نازل شده از کتاب خدا و سنت هاى موجود استنباط مى کردند. استنباطى که دیگران را یاراى آن نبوده است. ما، در اینجا نمونه اى را یادآور مى شویم تا روشن شود قسمتى از مصادر علوم آنان چنین استنباط هایى بوده است : در دوران متوکل عباسى یک مرد مسیحى با زن مسلمانى مرتکب عمل خلافى شد، از آنجا که این شخص بر خلاف موازین ذمه عمل کرده بود خونش هدر و قتلش واجب بود. آنگاه که خواستند حکم را جارى کنند او اسلام آورد تا به حکم «الإسلام یجبّ ما قبله» جان به سلامت ببرد. در این شرایط فقیهان دربار عباسى به چند گروه تقسیم شدند: گروهى گفتند: او به حکم این که اسلام آورد، پیوند او از گذشته قطع گردید، و حد از او ساقط شد و گروهى دیگر گفتند: سه بار حد باید در مورد او جارى شود و گروه سوم فتواى دیگرى دادند . متوکل عباسى ناگزیر، پاسخ این مسأله را از امام هادى پرسید ، امام هادیعلیه السَّلام فرمود: این فرد محکوم به مرگ است و علت آن این است که چنین ایمانى در هنگام تنگنا و خوف و ترس فاقد ارزش است به گواه این آیه: (فلَمّا رأوا بأسنا قالوا آمنّا باللّه وحده وکفرنا بما کنّا به مشرکین *فلم یک ینفعهم ایمانهم لما رأوا بأسنا سنت اللّه التی قد خلتْ فی عباده وخسر هنالک الکافرون).(سوره غافر/85ـ84). «هنگامى که عذاب شدید ما را دیدند گفتند هم اکنون به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به معبودهایى که همتاى او مى شمردیم کافر شدیم، امّا هنگامى که عذاب ما را مشاهده کردند ایمان آنها براى آنها سود نداشت این سنت خداوند است که همواره در میان بندگانش اجرا شده و آنجا که کافران زیان کار شدند».</p>

<p>در این آیه خداوند منان بى ثمر بودن ایمان حاصل از خوف عذاب را، از سنت هاى الهى شمرده است، سنت هایى که در آن تبدل و تغییرى رخ نمى دهد. همه فقیهان و مفسران، این آیه را خوانده و تفسیر کرده اند ولى موفق به چنین فهمى از آیه نبوده اند این برداشت هاى عمیقانه و واقع گرایانه یکى از مواهب الهى است که به ائمه اهل بیت داده شده و بخشى از علوم آنان را تشکیل مى دهد. از این رو، امام باقرعلیه السَّلام مى فرماید: «خداوند منان چیزى را ترک نکرده که امت اسلامى به آن نیازمندند مگر این که آن را در کتاب خود فرو فرستاده و براى رسول خود بیان کرده است».</p>

<p>امام صادق علیه السَّلام مى فرماید: «ما من شىء إلاّ وفیه کتاب وسنة» .«هیچ رخدادى نیست مگر آن که قانون آن در کتاب و سنت پیامبر بیان شده است». سماعه، فقیه عصر امام موسى بن جعفرعلیه السَّلام از امام سؤال مى کند: آیا همه چیز در کتاب خدا و سنت پیامبر او است یا چیزى را از پیش خود مى گویید؟ او در پاسخ مى گوید: «بل کلّ شىء فى کتاب اللّه و سنة نبیّه».</p>

<p>امام باقرعلیه السَّلام در سخنان خود، اغلب به آیات قرآن مجید استناد نموده از کلام خدا شاهد مى آورد و مى فرمود: هر مطلبى گفتم از من بپرسید که در کجاى قرآن است تا آیه مربوط به آن موضوع را معرفى کنم.</p>

<p>بنابراین امامان معصوم در حوزه معارف و احکام، نوآورانى نبوده اند که ریشه در کتاب و سنت نداشته باشد، بلکه استخراج کنندگان احکام الهى از کتاب و سنت بوده اند که دیگران را یاراى چنین فهم و دقتى نیست.</p>

<p>د. الهامات الهى</p>

<p>علوم ائمه اهل بیت علیهم السَّلام سرچشمه دیگرى دارد که مى توان از آن با عنوان «الهام» یاد کرد. الهام اختصاص به پیامبران نداشته و در طول تاریخ گروهى از شخصیتهاى والاى الهى از آن بهره مند بوده اند.قرآن از افرادى خبر مى دهد که با اینکه پیامبر نبودند،اسرارى از جهان غیب بر آنها الهام مى شد و قرآن به برخى از آنها اشاره دارد. چنانکه درباره مصاحب موسى (خضر) که چند صباحى او را آموزش داد، چنین مى فرماید:(آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَعَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلماً) (کهف/65): « او مورد رحمت خاص ما قرار داشته و از خزانه علم خویش به وى دانشى ویژه عطا کرده بودیم».</p>

<p>نیز درباره یکى از کارگزاران سلیمان ( آصف بن برخیا) یادآور مى شود : (قالَ الّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ) (نمل40) : آن کس که دانشى از کتاب نزد او بود چنین گفت... .</p>

<p>این افراد علم خود را از طریق عادى نیاموخته بلکه به تعبیر قرآن داراى «علم لدنّى» بوده اند: (عَلّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً).بنابر این، نبىّ نبودن، مانع از آن نیست که برخى از انسانهاى والا مورد خطاب الهام الهى قرار گیرند. در احادیث اسلامى که فریقین نقل کرده اند این گونه افراد را «محدَّث» مى گویند، یعنى کسانى که بدون اینکه پیامبر باشند فرشتگان با آنها سخن مى گویند.</p>

<p>بخارى در صحیح خود از پیامبر نقل مى کند که فرمود:«لَقَدْ کانَ فیمَن کانَ قَبلَکُمْ مِنْ بنی إسرائیلَ یُکَلَّمونَ مِنْ غیر أَنْ یکونُوا أنبیاءَ...» : قبل از شما در بنى اسرائیل کسانى بودند که (فرشتگان) با آنها سخن مى گفتند، بدون اینکه پیامبر باشند.</p>

<p>بر این اساس، ائمه اهل بیت علیهم السَّلام نیز که مرجع امت در تبیین معارف الهى و احکام دینى مى باشند، برخى از سؤالات را که پاسخ آن در احادیث مروىّ از پیامبر صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم یا کتاب على علیه السَّلام وجود نداشت از طریق الهام و آموزش غیبى پاسخ مى دادند .</p>

<p>از این بیان مى توان نتیجه گرفت که کسانى که چنین اشکالى را مطرح مى نمایند بین وحى تشریعى و الهامات الهى فرقى نگذاشته و تصور مى کنند که به هر فردى که به او الهام شد او نبى خواهد بود. حال آن که «مُحدث بودن» یکى از مقامات انسان هاى والاست که در عین حال که فرشتگان با او سخن مى گویند ولى نبى نخواهد بود. چنان که یادآور شدیم مصاحب موسى به تعبیر قرآن علم لدنى (وَعلّمناهُ من لدُنّا عِلماً) داشت ولى نبى نبود.</p>

<p>تضمین حجیت اقوال امامان در سنت پیامبر صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم</p>

<p>اگر واقعاً کتاب خدا و سنت پیامبر مرجع است، ما در سنت متواتر پیامبر، عترت را در کنار قرآن مى بینیم «انّى تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه وعترتى».و پیامبر گرامى عترت خود را به سفینه نوح تشبیه مى کند و مى فرماید: «مثل أهل بیتى کمثل سفینة نوح من رکبها نجى ومن تخلف عنها غرق».</p>

<p>اکنون سؤال مى شود که اگر محدوده دانش و بینش هر یک از اهل بیت پیامبر بسان یک فرد صحابى بود پس چرا پیامبر خاتم براى آنان چنین مزیتى قائل مى شود. گاهى آنها را عِدْل قرآن و همتاى او مى شمرد و گاهى آنها را کشتى نجات مى داند. این نوع امتیازها حاکى از آن است که آنان داراى علومى بودند که دیگران از آن بى بهره بودند و در پرتو این آگاهى ها، بسیارى از احکام اسلام را که قبلاً تشریع شده بازگو مى کردند، نه این که حکم جدیدى را انشاء مى نمودند.</p>

<p>نتیجه این که : . پیشوایان معصوم از کتاب على احکام فراوانى را در اختیار مردم مى نهادند و آنچه مى گفتند تبیین احکام تشریع شده بود نه تشریع احکام جدید ؛ 2. اگر از جانب خدا یک رشته احکامى به آنها الهام مى شد، مقصود، تبیین احکامى بود که بر قلب پیامبر نازل شده ولى شرایط امکان بیان آنها را پیدا نکرده بود.</p>

<p>آنچه ما از نویسنده گرامى و کسانى که دچار این سؤال هستند خواهش مى کنیم بین انشاء احکام و إخبار از احکامى که بر رسول خدا نازل شده فرق بگذارند. انشاء احکام جدید ناقض خاتمیت است ولى اخبار از احکامى که بر قلب پیامبر فرود آمده است تأیید خاتمیت و نشانه آن است. شگفت این جاست که افرادى الهام به مادر موسى را یا سخن گفتن فرشتگان با مریم و یا همسر ابراهیم را که همگى در قرآن آمده است مى پذیرند، امّا سخن گفتن فرشتگان با امامان معصوم و در جریان گذاشتن آنها نسبت به احکامى که قبلاً تشریع شده است دچار تردید و اعتراض مى شوند. (وَإِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفیکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفیکِ عَلى نِساءِ الْعالَمینَ).(آل عمران/42). (وَ أَوحَیْنا إِلى أُمّ مُوسى أَن أَرْضِعیه...).(قصص/7).</p>

<p>تا اینجا سخن ما با فردى است که معتقد به ختم نبوت است و براى نجات بشر جز اسلام ـ منتها با قرائت خاص ـ راه دیگرى نمى اندیشد. از این جهت روشن ساختیم که ختم نبوت با مرجعیت علمى اهل بیت کوچک ترین تعارضى ندارد و ائمه اهل بیت بازگو کنندگان احکامى هستند که قبلاً بر پیامبر اسلام وحى و تشریع گشته است.</p>

<p>تناقض در گفتارها</p>

<p>آرى در اینجا ما گله خاصى از شخص آقاى سروش داریم و آن این که اگر دیگران این پرسش را مطرح کنند تا حدى معذور هستند ولى جناب ایشان به یک رشته اصولى معتقدند که هرگز با ختم نبوت و انقطاع وحى سازگار نیست، این اصول عبارتند از:</p>

<p>الف) تداوم وحى نبوى</p>

<p>ب) اعتقاد به پلورالیسم دینى و صراط هاى مستقیم</p>

<p>ایشان درباره موضوع نخست چنین مى نویسد:</p>

<p>«تجربه نبوى یا تجربه شبیه به تجربه پیامبران، کاملاً قطع نمى شود و همیشه وجود دارد».</p>

<p>و درباره موضوع دوم ایشان به جاى یک صراط به صراط هاى متعددى معتقد است و پلورالیسم را به معناى وسیعى پذیرفته و همه قرائت هاى از اسلام را حق و مایه نجات مى داند.</p>

<p>در این صورت با این اعتقاد چگونه قرائت شیعه را درباب امامان تخطئه مى کند و به قرائت مقابل آن معتقد مى شود. و به اصطلاح خار را در چشم دیگران مى بیند امّا تیر را در چشم خود نمى بیند. ایشان در تعابیرى مى گوید:</p>

<p>1.« این نکته را باید به گوش جان شنید و تصویر و منظر باید عوض کرد، و به جاى آن که جهان را واجد یک خط راست و صدها خط کج و شکسته ببینیم، باید آن را مجموعه اى از خطوط راست دید که تقاطع ها و توازى ها و تطابق هایى با هم پیدا مى کنند، بل حقیقت در حقیقت غرقه شد » .اگر ایشان اعتقاد دارد که «همه اعتقادات صحیح است»، چگونه اعتقاد شیعه را در باب مرجعیت علمى ائمه، خط کج و شکسته مى بیند. این سخنان متعارض نشانه چیست؟؛ 2. «اسلام سنى فهمى است از اسلام و اسلام شیعى فهمى دیگر. و اینها و توابع و اجزایشان، همه طبیعى اند و رسمیت دارند».</p>

<p>اگر بنا به گفته ایشان اسلام شیعى فهمى است از اسلام و طبیعى و رسمى است ، چگونه ایشان اعتقاد شیعه به مرجعیت علمى ائمه را غیر طبیعى مى داند و به رسمیت نمى شناسد؟!</p>

<p>نظریه قبض و بسط و لوازم غیر صحیح آن</p>

<p>هنگامى که ایشان در مجله کیهان فرهنگى، نظریه قبض و بسط را مطرح نمود و این که هر نوع تبدیل و دگرگونى در یکى از اندیشه هاى بشرى تغییر و دگرگونى در کلیه اندیشه ها و فرضیه ها از جمله اندیشه هاى دینى را در پى دارد، اینجانب در مقاله اى در نقد این نظریه یادآور شدم :</p>

<p>1. قبض و بسط در فهم شریعت، تعبییر محترمانه اى از «سوفیسم» و شکاکیت است که در یونان ظهور کرد سپس به وسیله حکیمان یونانى مانند ارسطو و غیره از صحنه خارج گردید.(توضیح این مطلب را در آن مقاله بخوانید) ؛ 2. گزاره «قبض و بسط در فهم شریعت» انتحار خود را به وسیله خود فراهم ساخته است. زیرا این نظریه خود را نیز در برمى گیرد، چه بسا ممکن است همین نظریه در پرتو یک رشته فرضیه ها در علوم و دانش ها به گزاره عمیق تر و احیاناً متناقض تبدیل گردد؛ 3. این نظریه با خاتمیت سازگار نیست و خاتمیت یکى از اصول مسلم اسلام است ، هرگاه فرض کنیم که اندیشه ها و گزاره ها در حال تبدیل و دگرگونى است مسأله خاتمیت نیز یکى از گزاره ها است که باید در پرتو دگرگونى در گزاره ها همین اصل نیز دگرگون گردد.</p>

<p>این نقد به قدرى روشن و شکننده بود که حتى یکى از طرفداران وى در کتابى که به عنوان نقد بر برخى از معترضان این نظریه نوشته بود، نقد اینجانب را بسیار موجه دانسته بود. اکنون که چه شده که با آن مبانى تجربه نبوى و استمرار وحى و اعتقاد به صراط هاى مستقیم و پلورالیسم دینى و تأیید قرائت هاى مختلف از دین به فکر انتقاد از فکر شیعى افتاده و آن را مطرح مى کند؟! من در این مورد متحیرم باید خود ایشان پاسخگو باشد.</p>

<p>محور دوم: ویژگى هاى انبیا</p>

<p>ایشان مى گوید : انبیا داراى ویژگى هاى سه گانه هستند : الف. دانش آنان بدون واسطه از جانب خداست ؛ ب. آنان در گفتار و رفتار معصوم از گناه و خطا مى باشند ؛ ج. سخنان آنان براى دیگران حجت مى باشد.</p>

<p>آنگاه نتیجه مى گیرد هرگاه ما دانش امامان شیعه را بدون واسطه و اکتسابى ندانیم و از این طرف آنان را در گفتار و روش معصوم بشناسیم و سخنانشان براى دیگران حجت باشد در این صورت با انبیاء تفاوتى نداشته و مسأله خاتمیت کاملاً مخدوش مى شود.</p>

<p>در تحلیل گفتار ایشان یادآور مى شویم اوّ لاً : درست است که پیامبران این سه ویژگى را دارند ولى آنان علاوه بر آن سه ویژگى، ویژگى چهارمى نیز دارند که در امامان نیست، آنها داراى منصب نبوت و صاحب شریعت اند و وحى الهى بدان جهت بر آنان نازل شده است که آنان آورنده شریعت و پایه گذار آن مى باشند. ولى امامان فاقد این ویژگى چهارم اند یعنى نه منصب نبوت دارند و نه صاحب شریعت. آنها بر اثر عنایات الهى بازگو کنندگان شریعت مى باشند ؛ وثانیاً: درست است که پیامبران از این سه ویژگى برخوردارند ولى آن چنان نیست که هر کس که داراى این سه ویژگى است، پیامبر است.و به قول معروف « هر گردویى گرد است ولى هر گردى گردو نیست». و به تعبیر منطقیان میان این ویژگى هاى سه گانه و نبوت، عموم و خصوص مطلق است یعنى هر نبى داراى این سه خصوصیت است ولى آن گونه نیست که دارندگان این سه ویژگى، نبى باشند .</p>

<p>درباره ویژگى اوّل یعنى علم لدنى مى توان گفت: چه بسا بر قلب نورانى انسان هاى وارسته، حقایقى از عالم بالا الهام مى شود و دریافت خود را اکتسابى نمى دانند ولى هرگز پیامبر نمى باشد. و نمونه هاى آن گذشت.</p>

<p>درباره ویژگى دوم که عصمت است یادآور مى شویم که عصمت از ویژگى انحصارى نبوت نیست. مریم عذرا به حکم آیه قرآن پیراسته از گناه بود ولى هرگز نبیّه نبوده است.</p>

<p>درباره ویژگى سوم مى توان گفت که حجیت سخن، ملازم با نبوت نیست به گواه آن که حکم خرد بر همگان حجت است ولى خرد نبى نیست و نیز فتواى فقیهان بر دیگران حجّت مى باشد ولى هیچ فقیهى نبى نیست.</p>

<p>خلاصه آن که این ویژگى ها چه تک تک و چه جمعى از علائم انحصارى پیامبران نیست. هر چند همه پیامبران داراى این ویژگى ها هستند ولى آنچه که مایه امتیاز پیامبران از دیگـران است، این اسـت که صاحب شریعت بوده و به عنوان پایه گذار شریعت مى باشند. امّا هرگز این ویژگى اخیر، در امامان نیست و کسى ادعاى آن را ندارد.</p>

<p>ما از نویسنده سؤال مى کنیم که چه اشکالى دارد که خدا گروهى را آموزش دهد تا آنچه را بر صاحب شریعت فرو فرستاده ولى زمان مهلت تبیین آن را نداده است، به مردم ابلاغ کنند و آنها را در زندگى پیراسته از گناه سازد و به مردم بگوید گزارش آنان از صاحب شریعت بر شما حجت است، آیا یک چنین موهبت الهى محال است؟!</p>

<p>به بهانه حفظ خاتمیت دیگر آموزه ها را انکار نکنیم</p>

<p>پیامبر خاتم صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم، آورنده آیین اسلام که دین خود را دین خاتم و احکام خود را ثابت و جاودانه معرفى کرده است، خود در تعابیرى بسیار روشن از وجود این ویژگى درباره امامان شیعه خبر داده است : 1. از جهتى آنان را عِدْل و همتاى قرآن معرفى مى کند و مى فرماید: «کتاب اللّه وعترتى » ناگفته پیداست لنگه کتاب معصوم که همان عترت باشد باید مانند خود کتاب بر مردم حجّت و از عصمت برخوردار باشد؛ 2. پیامبر به مردم دستور مى دهد که پیروى از عترت مایه هدایت و سرپیچى از گفته هاى آنان مایه گمراهى است چنان چه مى فرماید: «ما إن تمسّکتم بهما لن تضلّوا أبداً».</p>

<p>باز درباره امیرمؤمنان مى فرماید: «أنا مدینة العلم وعلىّ بابها». آیا آگاهى امامان به مسایل عقیدتى و عملى، یک آگاهى عادى بوده، مانند شاگردى که در کلاس از آموزگار و استاد خود تعلیم مى بیند یا این آموزه ها به صورت غیر عادى بوده همچنان که مصاحب موسى را چنین مقامى بود.(وَعلّمناهُ مِنْ لَدُنا عِلماً).</p>

<p>اگر واقعاً امامان معصوم مانند انسان هاى عادى بودند این همه تأکید بر پیروى از آنان چه معنا داشت بنابراین نباید تنها به بهانه حفظ خاتمیت دیگر آموزه ها را نادیده بگیریم.</p>

<p>گذشته از این معارف و آموزه هایى که از امامان به دست ما رسیده است محال است که زاییده آموزش هاى عادى باشد بلکه کثرت و عظمت و عمق آنان حاکى از آن است که گفته هاى آنان میوه باغ دگر است.</p>

<p>محور سوم: نقش امامان در حفظ و پاسدارى از شریعت</p>

<p>وى معتقد است امامان معصوم در حفظ و پاسدارى شریعت نقشى ندارند زیرا شیعیان چیزى افزون بر آنچه دگران دارند، ندارند، بلکه پى افکن هاى علوم و عرفان در میان دیگران، بیش از آن است که در شیعه وجود دارد. او در این باره مى نویسد:</p>

<p>«سمت و صفت پاسداران علم پیامبر و مستحفظان شریعت است که شما به پیشوایان شیعه داده اید و امامت را بدین سبب واجب شمرده اید و امام غائب را نیز مستحفظ معاصر خوانده اید و همین را حجت حضور غائبانه او دانسته اند... جد و جهد این حافظان چه چیز را براى شیعیان محفوظ نگه داشته است که غیر شیعیان از آن محروم مانده اند».</p>

<p>ادعاى نویسنده را به طور خلاصه در دو بخش مطرح مى نماییم :1. پاسدارى ائمه یازده گانه از شریعت ؛ 2. پاسدارى حضرت مهدى در دوران غیبت.</p>

<p>درباره بخش نخست یادآور مى شویم: مسلمانان جهان یعنى یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر مسلمان در روى زمین دو مدال افتخارى دارند که پاسدارى از آنها به عهده امامان بوده است : 1. قرآن مجید که مسلماً به قرائت واحدى از جانب خدا فرو فرستاده شده ولى بعدها بر اثر تشتت صحابه و اختلاف لهجه هاى عرب به صورت قرائت هاى هفتگانه درآمد که مسلماً جز یک قرائت، بقیه، ارتباطى به وحى الهى ندارد.چنانکه امام باقرعلیه السَّلام مى فرماید: «انّ القرآنَ واحِدٌ نَزل مِنْ عِند واحد ولکنّ الاختلاف یجىء من قِبَل الرواة». و همین قرائت رسمى از قرآن به روایت حفص از عاصم، از قرائت على بن ابى طالبعلیه السَّلام برگرفته شده است؛ 2. سنت پیامبر اکرمصلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم (گفتار و رفتار او ) به وسیله کتاب على و احادیث وى و احادیث امامان که متصل به پیامبر است محفوظ مانده است زیرا بعد از درگذشت پیامبر نگارش حدیث و نقل و مذاکره آن ـ مگر در موارد خاصى ـ تا یک قرن ممنوع اعلام شد. حال علت آن چه بوده فعلاً مطرح نیست.</p>

<p>از طرفى حدیثى که یک قرن نوشته نشود و آموزش ها تعطیل شود، تکلیف آن روشن است و در این میان برخى از یهودیان و مسیحیان مسلمان نماها مانند کعب الاحبار و وهب بن منبه و تمیم دارى ـ داستان سراى مدینه ـ و مانند آنان، اسرائیلیات و مسیحیات را وارد حوزه هاى حدیثى مسلمانان کردند که تاکنون دامنگیر محدثان اسلامى مى باشد.</p>

<p>اگر افسانه غرانیق (که ریشه کتاب «آیات شیطانى» است) و روایات حاکى از تجسیم و تشبیه و جبر، دامنگیر صحاح گردیده است، همگى از این اصل سرچشمه مى گیرد و ما در کتاب «الحدیث النبوى بین الروایة والدرایة» بر قسمتى از این احادیث انگشت نهاده ایم، و این مقاله جاى بازگویى آنها نیست.</p>

<p>ولى ائمه شیعه به پیروى از علیعلیه السَّلام به این نهى از مذاکره حدیث و نگارش آن اعتنا نکرده ، از همان زمان رحیل رسول خدا تا دوران غیبت به نشر احادیث و آموزه ها پرداختند که هیچ فردى نمى تواند ارزش آنان را که جنبه پاسدارى از سنت پیامبر دارد، انکار کند.و پاسدارى امامان از حدیث نبوى در صورتى روشن مى شود که از بازار داغ جعل حدیث در عصر خلفاى اموى آگاه شویم.</p>

<p>فرمان جعل حدیث</p>

<p>معاویه با صدور دو فرمان، محدثان را براى جعل حدیث درباره فضائل عثمان، سپس درباره دو خلیفه نخست ترغیب کرد و چیزى نگذشت که با دادن جوایز، روایات فراوانى در مورد فضیلت آنان در صحنه حدیث ظاهر گشت.</p>

<p>او نخست بخشنامه اى به شرح زیر نوشت و به تمام کارگزاران فرستاد :«هرکس از دوستداران عثمان و علاقمندان وى و کلیه کسانى که روایاتى در فضیلت وى نقل مى کنند،و در سرزمین تحت فرمانرواى شما زندگى مى کنند، شناسایى کنید و به خود نزدیک سازید، و اکرامشان بنمایید و آنچه را که ایشان در فضیلت عثمان نقل مى کنند، براى من بنویسید، و اسم گوینده و نام پدر و خاندانش را ثبت کنید».</p>

<p>بدین سبب هر کس روایتى از پیامبرصلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم در فضائل عثمان نقل مى کرد، به صورت یک سند دولتى درمى آمد و به دربار خلافت اموى ارسال مى شد. آنچنان این فرمان اجرا گشت، که فضائل عثمان و روایاتى که متضمن فضائل عثمان بود، فزونى یافت; زیرا معاویه پول و خلعت و جایزه و املاک و زمین و آنچه در دست داشت، بى دریغ، و با سخاوت تمام در این راه به کار مى گرفت، و آن را میان اعراب و موالى پخش مى نمود. بنابراین جعل روایت در هر شهر از شهرهاى کشور اسلام بالا گرفت، و دنیاپرستان براى به دست آوردن آن به مسابقه با یکدیگر پرداختند!</p>

<p>پس از این بخشنامه بخشنامه دیگرى از خلافت مرکزى صادر شد: حدیث در مورد عثمان زیاد شده، و در تمام شهرها و نواحى بلاد اسلام نشر گردیده است. هنگامى که نامه من به دست شما رسید، مردم را دعوت کنید تا در فضائل صحابه وخلفاى اولیه نقل حدیث نمایند، و هر روایتى را که مردم در مورد ابوتراب نقل کرده اند نگذارید نقل شود، مگر این که نقیض آن را در مورد صحابه براى من بیاورید; زیرا این کار بیشتر چشم مرا روشن مى کند، و براى من محبوب تر مى باشد، و دلایل ابوتراب و شیعیانش را بیشتر مى شکند، و از مناقب عثمان و فضائل وى براى آن ها سخت تر است!</p>

<p>با توجه به این نوع از تحریف حقایق، مى توان به عظمت پاسدارى امامان از اسلام ناب محمدى پى برد .</p>

<p>تا این جا به نوعى بس فشرده به تلاش هاى فرهنگى امامان شیعه اشاره شد، امّا در دیگر قلمروها ، خلافت على، یادآور دوران رسالت پیامبر شد و جامعه اسلامى را تا حدى توانست از افراط و تفریط باز دارد ولى اموى ها بعد از شهادت او چهره اسلام را دگرگون ساختند تا جایى که یزید به عنوان جانشین پیامبر اکرم صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم وحى را منکر شد و شعار او این بود : «فلا خبر جاء ولا وحى نزل». سکوت مرگبارى بر جامعه آن روز حاکم بود، شهادت حسین بن علیعلیمها السَّلام، جامعه را از سکوت مرگبار نجات داد و روح جدیدى از جهاد و تلاش در کالبد آنان دمید و پس از حسین بن على انتفاضه ها و جنبش ها و خیزش هاى متعددى صورت گرفت تا شجره خبیثه از بیخ و بن کنده شد.</p>

<p>هر یک از امامان معصوم، در عصر خود به افراط ها، انحراف ها و عدم برداشت صحیح از اسلام و سنت پیامبر معترض بوده و به خاطر همین به حبس و مرگ محکوم گردیدند.</p>

<p>تاریخ گواه است که هر موقع براى امامان معصوم فرصتى دست مى داد آنان در نشر شریعت و پاسدارى از دین حداکثر کوشش را مى نمودند. حسن بن على وشاء مى گوید: من در مسجد کوفه نهصد استاد حدیث دیدم که هر یک مى گفتند: «حدثنى جعفر بن محمد». ابوحنیفه با آن گرایش هاى غیر صحیح، به کمال و درایت امام صادقعلیه السَّلام اذعان کرده و مى گوید: من دو سال در محضر او بودم ; لولا السنتان لهلک نعمان.</p>

<p>متأسفانه مقاله ما گنجایش خدمات ائمه را نسبت به دین و شریعت ندارد ولى در این مورد به نوشته علاّمه سید مرتضى عسکرى ـ دام ظله ـ مراجعه فرمایید تا میزان خدمات آنان و پاسدارى از حریم شریعت روشن شود.</p>

<p>عقاید شیعه سراسر تنزیه خدا از تجسیم و وصف او به عدل و داد است، ولى در عقاید طرف مخالف اعتقاد به تجسیم و جهت و عدم پیراستگى خدا از عدل فراوان دیده مى شود. به عنوان نمونه دو کتاب را که در یک قرن درباره توحید نگاشته شده در کنار هم بگذارید و داورى کنید : 1. توحید ابن خزیمه (متوفاى 311) که احادیثى از پیامبر نقل مى کند که در آن تجسیم و جهت داشتن خدا و دورى از عدل کاملاً پیداست و مسلماً او اسرائیلیات را به جاى حدیث اسلامى پذیرفته است. 2. توحید صدوق (متوفاى 381) که سراسر تنزیه و پیراستگى و وصف خدا به عدل و دیگر صفات کمال و جلال است.</p>

<p>نه تنها مسأله تجسیم و تشبیه است که دامنگیر کتاب اوّل شده است، بلکه احادیث فراوانى پیرامون مسأله جبر زینت بخش این کتاب است. نه تنها این کتاب بلکه دو کتاب صحیح(بخارى و مسلم) همان راهى را رفته است که بعدها ابن خزیمه آن را رفته است.</p>

<p>درباره حضرت مهدى مسأله به گونه اى دیگر است. انتظار از ولى غائب بسان ولى حاضر دور از انصاف است ولى او در عصر غیبت مانند مصاحب موسى کارهایى صورت مى دهد که افراد عادى از آنان آگاه نیستند. مصاحب موسى کشتى را سوراخ کرد ولى نه صاحب کشتى از آن آگاه شد و نه مسافران ولى سرانجام به مصلحت کشتیبان تمام شد. دیوار مشرف بر ویرانى را آباد کرد که کسى از گنج هاى مدفون در زیر آن آگاه نگردد. در مورد فوائد وجود امام زمان (عج) به کتاب هایى که در این باره نوشته شده مراجعه گردد. و ما در مقاله اى گسترده نقش اعتقاد به رهبر زنده را در حفظ اصالت ها و تشکل ها ثابت نموده ایم.</p>

<p>محور چهارم: رهاسازى عقل انسانى پس از رحلت پیامبر صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم</p>

<p>از گفتار ایشان استفاده مى شود که وى معتقد است که «پس از ختم نبوت و با درگذشت خاتم رسولان، آدمیان در همه چیز بالاخص در فهم دین به خود وانهاده اند و دیگر هیچ دست آسمانى آنان را پا به پا نمى برد تا شیوه راه رفتن بیاموزند و هیچ نداى آسمانى تفسیر درست و نهایى دین را در گوش آنان نمى خواند تا از بدفهمى مصون بمانند». ... این رهایى از دخالت مستقیم آسمان را، شیعیان از دوران غیبت مهدى آغاز مى کنند و دیگر مسلمانان به گفته اقبال از هنگام رحلت محمدصلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم...».</p>

<p>در این جا یادآور مى شویم:عقل یکى از ادله چهارگانه است که فقه شیعه بر آن تأکید مى کند ولى آنچه مهم است تبیین قلمرو عقل است. عقل در مورد عقاید، حجت بلامنازع است و همگان به دیده احترام به آن مى نگرند. امّا در مورد احکام عملى و فرعى فقط در محدوده خاصى که به نام حسن و قبح عقلى معروف است مى تواند حجت باشد و در غیر این دو مورد ، عقل بشرى باید تا روز رستاخیز از وحى الهى بهره بگیرد و هر نوع اندیشه و گزاره اى در غیر این دو مورد از حکم الهى سرچشمه نگیرد قرآن آن را حکم جاهلى مى نامد.</p>

<p>این که نویسنده مى گوید جامعه بشرى بعد از رحلت پیامبر به امامان معصوم نیازى ندارد بلکه از پرتو عقل باید راه زندگى را بپیمایند، پیامد بدى دارد زیرا : وانهادن زندگى فردى و اجتماعى انسان برعهده عقل جمعى نتیجه اى جز یک «آنارشیسم معرفتى» چیزى ندارد. آیا بیان وظایف، برعهده کدام یک از عقول جمعى واگذار شده است؟ امروز نحله هاى مختلف اعم از مادى و معنوى سوسیالیسم و کمونیسم و لیبرالیسم و اگزیستانسیالیسم هر کدام مدعى رهبرى جامعه و ترسیم راه و رسم زندگى مى باشند . ولى این عقول جمعى تاکنون نتوانسته اند در الفباى اقتصاد به وحدت کلمه برسند تا چه رسد در هدایت بشر.</p>

<p>آیا واقعاً واگذارى بشر به رهنمود انسان هاى والا که تاریخ زندگى آنان بر تقوا و طهارت و علم و دانش آنان گواهى مى دهد، بهتر است یا این که حیات بشرى را در بسترى بیابیم که با صدها « ایسم» مدعى رهبرى مى باشند و انسان را در صحنه هاى گوناگون با چالش هاى جدى مواجه مى سازند. همگان مى دانیم که لنین و استالین با عرضه مکتب سوسیالیسم منشأ چه خونریزى ها گردیدند و چه خفقانى به ارمغان آوردند که تاریخ کمتر به خود دیده است.آیا نازیسم با طرح این مکتب توانست ملت آلمان را سعادتمند سازد یا اینکه تخم عداوت در میان جامعه هاى بشرى پاشید. و نژاد پرستى را بار دیگر زنده کرد.</p>

<p>... هنرش نیز بگو</p>

<p>1. جناب سروش! سوابق شما در نظر دوستان بسیار درخشان است، شما از فارغ التحصیلان مدرسه علوى تهران مى باشید که ایمان و اخلاق، عجین وجود آنها مى باشد و مسئولیت اداره نظام اسلامى در گذشته و حالا بر دوش آنان سنگینى مى کند.</p>

<p>2. در اوایل دهه شصت در معیت حضرتعالى و دوست عزیزمان آقاى دکتر حداد عادل و چند نفر دیگر براى شرکت در سمینار «اسلام و ملى گرایى» به دعوت مرحوم «کلیم صدیقى»، رهسپار لندن شدیم من با چشم خود دیدم که حضرتعالى پس از اداى فریضه صبح، مشغول ادعیه بودید.</p>

<p>3. در گردهمایى سالانه هیئت امناى «بنیاد دانشنامه جهان اسلام»،موقع اداى نماز ظهر وعصر، حضرتعالى، دیرتر از دیگران جایگاه نماز را ترک مى کردید چون مقید به خواندن تعقیبات بودید.</p>

<p>4. در مناظره اى که در معیت آیة اللّه مصباح یزدى دامت برکاته با آقاى احسان طبرى داشتید، خوب درخشیدید،موقعى که آقاى طبرى در تعریف ماده گفت: موجود ماده است، شما در پاسخ گفتید: تعریف از مقوله چیستیهاست، نه هستیها.</p>

<p>5. در منزل جناب فاضل میبدى پس از مذاکره طولانى پیرامون قبض و بسط، یادآور شدم که حضرتعالى خلائى را که پس از شهادت مرحوم مطهرى در دانشگاه پدید آمده با تدریس و سخنرانى خود پر کنید و در حوزه متدینان باقى بمانید نه در جمع دیگران ، زیرا آنها فقط چند صباحى بیش با تو همراه نیستند! حالا این سوابق کجا و این نوع سخنرانى و تشکیک در مبانى تشیع کجا؟!</p>

<p>نگارنده این نامه را با یادآورى فرا رسیدن سال روز تولد جنابعالى در آبان ماه سال جارى که حاکى از مرور شصت بهار (1324ـ 1384) از فصول عمر شما است، به پایان مى رسانم . و در مثل آمده: چون که شصت آمد نشست آمد....و بهتر است در راه و روش خود تجدید نظر فرمایید:</p>

<p>گفتگوى من و دلدار مرا پایان نیست / آنچه آغاز ندارد، نپذیرد انجام</p>]]></description>
<dc:subject>مذهبي - اعتقادي</dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2005-11-25T10:46:54+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2005/10/oeuoeu_uoeuoe_o.html">
<title>آقاي وزير! اگر راست باشد براي شما واقعا متاسفم !</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2005/10/oeuoeu_uoeuoe_o.html</link>
<description><![CDATA[<p>در خبرها آمده بود : <br />
"ایشان (وزير علوم يعني جناب آقاي دکتر محمد مهدي زاهدي) اخیرا در رابطه با برخی تغییرات ناصحیح صورت گرفته در سطح این وزارتخانه در پاسخ به انتقاد یكی از مشاوران، به وی گفته است كه من دانشیار هستم و تو استادیاری و نمی‌توانی به من بگویی كه چه كنم و چه نكنم!"</p>

<p>در صورتيکه چنين خبري صحت داشته باشد، واقعا براي جناب وزير متاسفم! آن همه شعار اصولگرايي، فقط کافي است که با چنين عملکردهاي غلطي به تمامي لگدمال و تباه شود.</p>]]></description>
<dc:subject></dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2005-10-13T00:28:03+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2004/11/uoeuuoe_oeoeuua.html">
<title>مامور عالي‌رتبه سيا و مسئول شبكه ترور شيعيان در عراق ترور ش</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2004/11/uoeuuoe_oeoeuua.html</link>
<description><![CDATA[<p>خبرگزاري فارس: جيمز موله ديپلمات آمريكايي و از مسئولان ارشد سازمان جاسوسي آمريكا در عراق ترور شد.</p>

<p>به گزارش خبرگزاري فارس جيمز موله مسئول شبكه اطلاعاتي آمريكا در عراق و سرپرست اصلي شبكه ترور اساتيد شيعه دانشگاههاي عراق به شمار مي‌رفت.<br />
در همين حال يك منبع آگاه در عراق گفت: ترور موله در بغداد موجي از وحشت در ميان ديپلمات‌ها و غير نظاميان آمريكايي ايجاد كرده است.<br />
وي افزود: ترور اين ديپلمات بلند پايه كه با اسكورت پنهان تردد داشته و به عنوان مستشار با وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش عراق همكاري مي‌كرد تشكيلات آمريكايي حاكم بر عراق را شوكه كرده است.<br />
وي خاطرنشان كرد: موله مامور عالي رتبه سازمان سيا براي ايجاد تغييرات اساسي در نظام آموزش و پرورش و در دانشگاههاي عراق بود و فردي مهم براي اين قسمت بود به طوري كه از اركان اصلي سياست تغيير در نظام آموزشي كشورهاي عربي و اسلامي خاورميانه به شمار مي‌رفت.<br />
اين منبع آگاه اسلام‌زدايي از كتب درسي عراق و برنامه‌ريزي جهت ايجاد روحيه بي‌بند و باري در بين دانش‌آموزان و دانشجويان عراقي را از دجمله فعاليتها و برنامه‌هاي موله براي نظام آموزشي عراق ذكر كرده و افزود: موله در اين راه با فعال كردن شبكه به منظور ترويج ابتذال و هماهنگي مسئولان دولت تركيه بيش از يك ميليون ديش ماهواره به عراق وارد كرده و شبكه ورود نشريات مستهجن را از اردن به عراق راه‌اندازي كرده بود.<br />
وي برنامه ريزي براي رخنه در شبكه هنرمندان و روزنامه‌نگاران و نويسندگان عراقي و تاسيس نشريات وابسته به اشغالگران عراق را از ديگر برنامه‌هاي اين ديپلمات آمريكايي برشمرد.<br />
اين منبع اگاه تاكيد كرد: اطلاعات محرمانه از اين مسئله حكايت دارد كه اين فرد باعث كشته شدن بيش از شصت تن از اساتيد شيعه دانشگاه‌هاي عراق كه داراي تخصص در مسائل فيزيك، شيمي و مسائل هسته‌اي در طول يك سال و نيم اخير بوده است.<br />
به گفته مقامات امنيتي عراق موله بيست و ششمين مامور سيا در اين كشور اشغال شده است كه ترور شد.<br />
مقامات امنيتي آمريكا معتقد هستند ترور موله كار شبه نظاميان درگير با آمريكا نيست و كساني او را ترور كرده‌اند به اوضاع عراق اشراف كامل داشته‌اند.<br />
خبرگزاري فارس پيش از اين از ترور دانشمندان برجسته علمي و اتمي غير همراه عراق توسط شبكه‌هاي اطلاعاتي خبر داده و نوشته بود: در اين رابطه تاكنون حدود 16 كارشناس اتمي و حدود 20 دانشمند ديگر عراقي به طرز مشكوكي كشته شده‌اند كه از جمله آنها مي توان به دكتر محمد الداوي (دانشمند كارشناس موشكهاي اسراييلي در عراق)،‌ مثني المصطفي الالوسي (مسوول پيگيري مسايل اسراييلي در عراق) و دكتر كمال الجراح(متخصص بيوشيمي) و ... اشاره كرد.<br />
انتهاي پيام/</p>]]></description>
<dc:subject></dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2004-11-27T00:11:11+03:30</dc:date>
</item>
<item rdf:about="http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2004/04/uoeuoeu_oeoe_uu.html">
<title>مروري بر مفهوم داده و اطلاعات</title>
<link>http://weblog.alirezahashemi.net/archives/2004/04/uoeuoeu_oeoe_uu.html</link>
<description><![CDATA[<p>مفهوم اطلاعات در سيستم:</p>

<p>طبق نظريه اطلاعات شنون، ما با چگونگي انتقال اطلاعات در کانالهاي اطلاعاتي بصورت سيگنال آشنا هستيم. اگر از ديدگاه ابتدايي شنون، که در پي حل مسئله انتقال اطلاعات (مانند صحبت) در مسافتهاي دور بود، نگاه کنيم، خواهيم ديد که اولين مسئله نحوه کدينگ داده است. چراکه چون توانايي انتقال عيني اطلاعات موجود نيست. (يعني در مورد صحبت نمي‌توان از خود انرژي صوتي بهره جست). به ناچار ما مجبوريم تا تبديلي برروي ناقل اطلاعات (سيگنال) انجام دهيم تا به صور مناسب قابل انتقال درآيد. بنابراين مسئله اول روشهاي کدينگ و ديکدينگ در فرستنده و گيرنده و نيز انتخاب ناقل مناسب است. جنبه مطرح ديگر مسئله اثرات محيطي برروي اطلاعات منتقل شده است. اين اثرات که عموماً بصورت .... تلقي مي‌شوند، موارد اجتناب ناپذير و نامطلوب انتقال اطلاعات است. گيرنده اطلاعات معمولاً هيچ اطلاعي غير از سيگنال دريافتي در اختيار ندارد. بنابراين هيچ اطلاعي از اين ندارد که سيگنال دريافتي همان پيغام اوليه فرستاده شده از فرستنده است يا صورت تغيير يافته آن بر اثر تداخلات... است. بنابراين ما همواره  Distoration and loss of information  داريم.<br />
اگر ساختار آماري ... وارده از محيط موجود باشد، مي‌توان با تدابيري اطلاعات را بصورت بدون تغيير ماهوي بازسازي کرد. ولي اين امر در مورد اثرات ... که باعث از دست رفتن اطلاعات بصورت يکطرفه شود صادق نيست. يعني از دست رفتن اطلاعاتي که بدون برگشت باشد (مانند قطع کانال ارتباطي، سيم، که در گيرنده سيگنال صفر دريافت شود).</p>

<p>مسائل مطرح شده در فوق، ديدگاه شنون در ايجاد تئوري اطلاعات بود. ولي... مفاهيم اطلاعات و ارتباطات را در حوزه وسيعتري بررسي کرد. به نظر وي، و از ديدگاه سيبرنتيکي، برقراري ارتباط صرفاً انتقال اطلاعات نمي‌باشد. در اين ديدگاه انتقال اطلاعات شرط لازم براي برقراري ارتباط است ولي شرط کافي نمي‌باشد. برقراري ارتباط مستلزم رسيدن به شناخت و معرفت درمورد اطلاعات رسيده است. انتقال اطلاعات، ارسال داده‌ها بصورت خام است ولي برقراري ارتباط با پردازش اين داده‌ها، استفاده از حافظه،‌خلاقيت و... است که به شناخت مي‌انجامد و درک ما را از داده‌ها ايجاد مي‌کند.  </p>

<p>به عنوان مثال ما هنگامي‌که حواسمان جاي ديگري است، گوشهايمان از لحاظ فيزيکي در حال دريافت اطلاعات هستند (يعني انتقال اطلاعات وجود دارد) ولي هيچ عکس‌العملي و ادراکي از جانب ما سوي صداهاي اطرافمان ايجاد نمي‌شود. يعني فردي که در حال توضيح دادن مسئله‌اي براي ما است، با ما ارتباط برقرار نکرده است. اين ارتباط هنگامي کامل مي‌گردد که توجه ما کاملاً به‌سوي وي معطوف شود. همان مسئله‌اي که در هيپنوتيزم نيز مطرح است که توجه (attention) فرد جهت‌دهي شده و در راستاي خاصي است و مغز در حالت خاصي از آگاهي و درک (.....) قرار دارد. به بيان ديگر گرفتن داده بدون ايجاد آگاهي نسبت به آن با دريافت ... که اطلاعات منطقي دربر ندارد، تفاوتي ندارد. </p>

<p>سئوال مطرح ديگر در زمينه شناخت و نقش اطلاعات در سيبرنتيک، اين است که تفاوت اطلاعات محيط و کنش چيست؟ مي‌توان گفت که محيط معمولاً گويا و غير قابل پيش‌بيني است درصورتي‌که اطلاعات کنش دانسته و قابل پيش‌بيني است. يعني ما از عمل انجام گرفته از جانب خود عموماً آگاهيم، ولي محيط اطلاعاتي را دارد که غير قابل پيش‌بيني هستند. درمورد ايجاد تجربه و آگاهي درمورد يک عمل خاص يا محيط با برقراري ارتباطات مکرر روي گيرنده تأثير مي‌گذارد. براي مثال مخچه طي کنش و واکنشهاي مکرر از محيط رولي براي خود مي‌سازد تا طي آن عمل را بصورت مهارت‌گونه درآورد (از مدل معکوس استفاده مي‌شود تا عملي بصورت مستقل از فيدبک و مهارت‌گونه انجام شود). بنابراين اين مدل باعث ايجاد کنش با راندمان بالا براي انسان و محيط مي‌گردد.</p>

<p>ما از ابزارها و تعاريف ارتباطات سخن گفتيم ولي از واحد پرداز.... که آگاهي و شناخت محصول آن است، حرفي نزديم. منطق مفهومي است که ايجاد کننده اين آگاهي و برقرار کننده ارتباطات بين انواع مختلف داده‌ها است. يعني موتور استنباط (Interence motor) با دريافت اطلاعات و با تکيه بر ابزارهايي نظير حافظه، ابتکار، خلاقيت و ... ارتباط منطقي بين اجزاء اطلاعاتي برقرار مي‌گردد ما به شناخت يا آکاهي مي‌رسيم. موتور استنباط تمامي اطلاعات را براي کار خود بکار نمي‌گيرد،‌ بلکه اطلاعات اضافي کنار زده مي‌شود (Feature selection) تا از پردازشهاي حجيم جلوگيري شود.<br />
صورت ديگر پردازش نحوه ارتباط‌دهي بين دادگان است، هم از نظر ايجاد منطق مناسب و هم از جنبه ترتيب يا ساختار قرارگيري داده‌ها (Feature evaluation and order). يعني هم از جنبه اهميت و هم از جنبه ترتيب زماني (يا ساختاري) اطلاعات (و يا نمادهاي آنها، چون اطلاعات نمادين بيشتر در انسان و در نحوه استدلال وي کاربرد دارند) بررسي و پردازش مي‌شوند تا شناخت حاصل شود.</p>

<p>اين موتور استنباط از لايه‌هاي معرفتي بالاتري نسبت به الگوريتمها سود مي‌جويد. چون الگوريتمها عموماً با اطلاعات ناقص (چه از لحاظ کيفي و چه از لحاظ کمي) نمي‌توانند کار کنند ولي انسان داراي <br />
اين خاصيت است که با استفاده از داده‌هاي حتي ناقص مي‌تواند استدلال کرده و نتايج مناسب در راستاي هدف بدست دهد. همچنين مبحث خلاقيت که در استدلالهاي انساني وجود دارد نمي‌تواند حاصل يک الگوريتم بسته باشد.</p>]]></description>
<dc:subject></dc:subject>
<dc:creator>alireza</dc:creator>
<dc:date>2004-04-24T01:05:51+03:30</dc:date>
</item>


</rdf:RDF>